امروز : 25 آذر 1396

ضرورت بازنگری در قانون منع اهدای عضو به اتباع خارجی

وزارت بهداشت با قانون عجیب خود، جان انسان های بیگناه زیادی را، به خطر انداخته است.
ضرورت بازنگری در قانون منع اهدای عضو به اتباع خارجی

گزارشگر- فربد دهقانی: هر کس انسانی را حیات بخشد ( از مرگ نجات دهد یا از کفر به اسلام آورد ) گویی همه مردم را زنده کرده است/مائده-32. این آیه ی شریفه به طور قاطع، اهمیت جان انسان ها را گوشزد میکند. صرف نظر از اینکه این فرد پیرو چه آئینی باشد و یا از کدام کشور باشد. متاسفانه وزارت بهداشت، آنقدر غرق در درگیری ها و حاشیه ها شده است، که گویی این مهم را فراموش کرده است.

مرداد ماه سال 93 بود که با اصرار وزیر بهداشت، شورای عالی پیوند، در تصمیمی کاملا غیرقابل باور و شوکه کننده، هرگونه پیوند عضو به اتباع خارجی را با استناد به مبارزه با قاچاق عضو انسان، ممنوع کرد.

مرداد ماه سال 95، لطیفه، دختر 12 ساله افغان، در انتظار پیوند کبد، جان خود را در بیمارستانی در شیراز، از دست داد. این در حالی بود که، مسئولان وزارت بهداشت و بیمارستان، اتهام خود را نپذیرفتند و اعلام کردند، دختر افغان، جان خود را، به دلیل رشد سریع بیماری و دیر رسیدن به مرکز درمانی، از دست داده است.

طبق قانون اهدای عضو، عمل پیوند اعضا ، برای اتباع غیرایرانی، تنها در صورتی که اهداکننده و دریافت‌کننده تبعه مجاز باشند، امکان‌پذیر است و تبعه ایرانی، امکان اهدای عضو به اتباع غیرایرانی را ندارد. این درحالیست که بر اساس منشور حقوق بیمار‌، بیمارستان موظف است به همه افراد بدون توجه به اینکه چه کسی است خدمات ارائه کند؛ این یکی از اصول اخلاق پزشکی است. ( در این ضینه، رجوع کنید به تبصره سوم از بند یکم منشور حقوق بیمار)

بدون شک نیاز به بازنگری در این قانون امریست حیاتی، نباید فراموش کنیم که پس از مرگ این دختر، رسانه های عربی تبلیغات گسترده ای به راه انداختند و کشورمان را، به نژادپرستی متهم کردند. تکرار اینگونه حوادث، قطعا میتواند صدمات جبران ناپذیری به حیثیت کشور بزند، و افکار عمومی دنیا را آزرده خاطر کند.

نکته مهم این است که وقتی کشور ما در برهه‌ای از زمان و با وجود مشکلات فراوان، میزبان اتباع کشوری (افاغنه) شد و اجازه داد آنها به راحتی وارد کشورمان شوند باید وجود آنها را بپذیریم  و بدانیم پذیرش آنها به معنای پذیرش تمام ملزومات آن هم هست، برای مثال باید وسایل آموزشی، درمانی و...  برای آنها فراهم کنیم. نمی‌توان از یک طرف کشورمان را کشوری مهاجرپذیر به‌خصوص افاغنه بدانیم اما از طرف دیگر امکاناتی برای آنها قایل نشویم. نکته دیگر این‌ است که این اتباع تحت نظر سازمان ملل هستند و مدام این سازمان کشور ما را به جهت وجود آنها رصد می‌کند تا نحوه برخورد ما با آنها چگونه خواهد بود. (1)

 

از طرف دیگر این قانون، حتی جان اتباع کشور خودمان را نیز به خطر انداخته است. بسیاری از هم میهنان عزیز ما در مناطق مرزی شرقی، قرابت چهره ای با مردم شریف افغان دارند. همانطور که بسیاری از مردم جنوب غرب نیز، به عربی صحبت میکنند و شباهت زیادی به مردم عراق دارند.

روزنامه جهان صنعت در گزارشی آورده است: عصر روز یکشنبه و برای بررسی میزان کیفیت و چگونگی ارائه خدمات به بیماران در بیمارستان امام خمینی به این محل در انتهای بلوار کشاورز تهران رفتیم. ابتدا سری به بخش‌های اورژانس و قلب زدیم و قرار بود ببینیم وضعیت پذیرش و بستری و میزان رضایت بیماران و همراهان‌شان از خدمات‌دهی بیمارستان همیشه شلوغ امام خمینی به چه نحو است. در آن ساعت‌ها جز برخی موارد همچون کثیفی برخی تخت‌ها و کمبود سرویس بهداشتی، مشکل دیگری از سوی بیماران و همراهان‌شان عنوان نشد و از برخورد پرستاران و پزشکان نیز رضایت نسبی داشتند. ماجرای اصلی اما از جایی شروع شد که تصمیم گرفتیم به بخش گوارش بیمارستان هم سری بزنیم و کیفیت رسیدگی به بیماران را از نزدیک ببینیم. در اتاق اول همه چیز خوب و رضایت بخش بود اما در اتاق دوم بخش گوارش، زنی میانسال در حالتی بسیار نگران‌کننده روی تخت بود که فرزندان و اقوامش به دورش حلقه زده بودند و با بغض و اشک، وی را نوازش می‌کردند. به سمت‌شان رفتیم و خودمان را معرفی کردیم و از نحوه خدمت‌رسانی پرسنل بیمارستان سوال کردیم. با دیدن ما به طور ناگهانی تمام خانواده به سمت‌مان هجوم آوردند و تقاضای انعکاس مشکل‌شان و کمک داشتند. متعجب شدیم. ماجرا را جویا شدیم. برادرزاده بیمار، این قصه شوک‌آور را این‌گونه شروع به تشریح کرد: «ما از هموطنان مرزنشین شما و اهل سیستان و بلوچستان هستیم و چند سالی می‌شود که در شهرستان گنبد در استان گلستان ساکنیم. پس از مدت‌ها درد و مشکل کبد زن عمویمان، 10 روز پیش به همراه خانواده به تهران آمدیم تا بنا به گفته پزشکان، پیوند کبد را در این بیمارستان انجام دهیم. تمام آزمایشات و مراحل کافی در طول این 10 روز انجام شد و وفق‌پذیری بدن بیمار ما با کبد اهدایی هم تایید شد. حالا امروز که قرار بود این عمل انجام شود، در لحظه آخر پزشک جراح از انجام این پیوند خودداری کرد و زن‌عمویمان را از اتاق عمل به بخش برگشت دادند. تنها دلیلش هم به گفته شخص پزشک، شناسنامه نداشتن بیمار بود و اینکه از نظر آنها ما افغانستانی هستیم! در حالی که همگان می‌دانند که قوم ما از ایرانی‌های عشایر و مرزنشین هستند و این خانم هم حدود 35 سال است که از سیستان‌و‌بلوچستان به گنبد آمده است
پرستار بخش، دلیل اصلی خودداری پزشک از عمل و به خطر افتادن جان بیمار را نداشتن شناسنامه عنوان کرد!
در ادامه همسر بیمار مدارک و تاییدیه‌ای از پزشکی‌قانونی مبنی بر ایرانی بودن همسرش به ما نشان داد و مدارکی دال بر اینکه اجداد و نیاکان‌شان هم ایرانی هستند را ارائه کرد. او همچنین گواهینامه ایرانی هم داشت و گفت که در حال پیگیری پروسه دریافت شناسنامه ایرانی هستند. ظاهرا به دلیل مرزنشین بودن این اقوام، صدور شناسنامه برای آنها به سختی انجام می شود و به دلیل زمانبر بودنش، بسیاری از آنها بی‌خیال پیگیری آن می‌شوند.

طی تماسی که با فرزندان این خانم داشتیم، در حرف‌هایی شگفت‌انگیز هنگام مرگ یک بیمار، به ما گفتند که متاسفانه از طرف پزشک مربوطه مجددا به انجام آزمایشات ژنتیک برای اطمینان از ایرانی بودن‌شان فرستاده شده‌اند و منتظر جواب هستند. این در حالی است که جان مادر یک خانواده در خطر است و بیش از اینکه سلامت وی برای پزشک مربوطه و مسوولان در اولویت باشد، ملیت و نژاد او اهمیت یافته است. (2)

نظرات

chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.

آخرین اخبار