امروز : 28 شهريور 1397

حقوق بشر در آموزه‌های امام علی(ع)

در جهان امروز توجه به حقوق آدمیان از مباحث مهم و کلیدی در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی به شمار می‌رود.
حقوق بشر در آموزه‌های امام علی(ع)

به گزارش خبرنگار گزارشگر، اعلامیه ٣٠‌ماده‌ای «حقوق بشر» از دستاوردهای این موضوع مهم در دوران جدید است. اصطلاح حقوق بشر «human rights» در میان فیلسوفان غرب سابقه کهن تاریخی ندارد و عالمان عصر روشنگری مانند کانت که منظومه فکری و فلسفه عملی خود را بر کرامت انسان گذاشته‌اند؛ مسئله حقوق انسان را چندان کلیدی تلقی نکرده‌‌اند یا چندان مرسوم نبوده است. با توجه به آموزه‌های اسلامی، به‌ویژه در تعالیم امام علی (ع) مسئله حقوق مردم از اهمّ مسائل به شمار آمده و هر انسانی منهای عقیده و آیین از حقوق طبیعی و الهی برخوردار است و باید این حقوق پاس داشته شود. حقوقی از قبیل: حق آزادی، حق حیات، حق ازدواج و حق انتخاب عقیده را کسی برای انسان وضع نکرده؛ بلکه اینها از حقوق خدادادی است و از ناحیه کسی سلب‌کردنی نیست. از دغدغه‌های امیرالمؤمنین (ع) در دوران حکومتش این بود که این حقوق ضایع نشود و حتی مخالفانش از حقوق طبیعی خود بهره‌مند شوند. امروز صاحبان حقوق بشر می‌گویند نخستین حق طبیعی انسان آزادی است و کسی نمی‌تواند این حق را از انسان سلب کند و کرامت انسان اقتضا می‌کند که بشر صاحب چنین حقی باشد. زیرا خداوند انسان را آزاد آفریده است.

امام علی(ع) در خطبه‌ای فرمود:
أَیهَا‌ النَّاسُ إِنَّ آدَمَ لَمْ یلِدْ عَبْداً وَ لَا أَمَةً وَ إِنَّ النَّاسَ کُلَّهُمْ‏ أَحْرَارٌ ( الکافی ٨٦٩ج٨ ص ٦٩) مردم بدانید که انسان برده و کنیز آفریده نشده؛ بلکه تمام انسان‌ها آزاد آفریده شده‌‌اند. این جمله در روزگاری ایراد شد که در فلسفه‌های یونان از قول برخی فیلسوفان می‌گفتند که بردگان از نخست برده آفریده شده‌‌اند. در دولت‌شهر‌های یونان بردگان به لحاظ طبقاتی از بقیه ساکنان شهر کاملا جدا بودند. آنها نه‌تنها آزاد نبودند؛ بلکه در اندیشه سیاسی یونانیان به‌مثابه موجوداتی تلقی می‌شدند که ارزشی کمتر از انسان دارند. برخی آنها را هم‌تراز زن و عده‌ای مانند وحشیان فاقد عقل می‌پنداشتند. جامعه یونان اغلب چنین توصیف شده است که در آن بردگان کلیه کارهای یدی را انجام می‌دادند. افلاطون ارزشی برای تعیین جایگاه بردگان در جامعه قائل نبود؛ اما در تعالیم امام علی (ع) مسئله به گونه‌ای دیگر است. انسان به عنوان انسان دارای ارزش وکرامت ذاتی است و کسی حق ندارد این ارزش را زیر پا بگذارد یا انسان‌ها را با ارزش‌های ذاتی متفاوت ببیند. در تاریخ حاکمیت امام علی مواردی را می‌بینیم که حضرت با کسانی که می‌خواستند کرامت و آزادی خود را زیر پا گذارند، برخوردی پندآموز داشته است؛ از‌جمله هنگامی که حضرت در راه‌ رفتن به شام به محلی به نام «انبار» رسید، دهقانان آن شهر پیشاپیش امام می‌دویدند. ایشان فرمود: ما هذا الذی صنعتموه، این چه کاری است که شما می‌کنید؟ فقالوا خلق منا نعظم به امراءنا: عادتی است که داریم و با این روش به حاکمان خود احترام می‌گذاریم. امام با این جملات مردم را از این کار منع کرد: و... ما ینتفع بهذا امراءکم و انکم لتشقون علی انفسکم و تشقون به فی آخرتکم: امیران شما با این کار سودی نبردند، شما با این کار در دنیای‌تان به رنج می‌افتید و در آخرت بدبخت می‌شوید و چه زیان‌بار است رنجی که کیفر در پی داشته باشد و چه سودمند است آسودگی همراه با ایمنی از عذاب خدا. (نهج‌البلاغه حکمت ٣٧) یعنی اگر انسان کرامت و آزادگی خود را به پای قدرتی قربانی کند، هم رنج دنیا و هم عذاب آخرت در پی دارد. در موردی دیگر، هنگامی که امام (ع) از صفین به کوفه باز می‌گشت، به شبامیان که تیره‌ای از قبیله همدان بودند، برخورد کرد؛ یکی از بزرگان این قوم به نام حرب‌بن‌شرحبیل در رکاب حضرت دوید؛ در‌حالی‌که حضرت سواره بود و او پیاده. امام فرمود: ارجع فان مشی مثلک مع مثلی فتنة للوالی و مذلة للمئومن: بازگرد، پیاده‌رفتن کسی مانند تو در رکاب کسی مانند من موجب فریب والی و مذلت و خواری مؤمنان است. (حکمت ٣٢٢) این سخنان زمانی گفته می‌شود که حضرت در اوج قدرت و حکومت قرار دارد و به تمام بشریت پیام می‌دهد که کرامت و آزادی خود را به پای هیچ قدرتی مخدوش و لکه‌دار نکند و به حاکمان تاریخ می‌آموزد که کرامت آدمی نباید در هیچ شرایطی به پای قدرت حاکمان آسیب ببیند و در جمله‌ای دیگر می‌فرماید: اکرم نفسک عن کل دنیة و ان ساقتک الی‌الرغایب..، خود را گران‌مایه‌تر از آن شمار که در زندگی به فرومایگی و حقارت تن در‌دهی؛ گرچه آن ذلت‌پذیری، تو را به خواسته‌های دلت برساند؛ چراکه تو هرگز نخواهی توانست در برابر آنچه در این راه از دست داده‌ای، بهایی به‌دست آوری و هرگز برده دیگری مباش که خدا تو را آزاد و آزادی‌خواه آفریده است. (نهج‌البلاغه نامه ٣١). ای کاش فقیهان و متکلمان اسلام روی این سخنان، کاوش‌های بیشتری می‌کردند و حقوق آدمیان را در این راستا احیا می‌کردند و براساس آموزه‌های امام علی (ع) کرامت آدمی را در برابر فلسفه‌های امروزی روشن می‌کردند. اما در نگاه امام علی (ع) به موضوع مساوات نیز توجه شده است. انسان‌ها در اصل آفرینش هیچ‌گونه تمایزی با یکدیگر ندارند. در عهدنامه خود به مالک می‌گوید «ولا تکونن علیهم سبعا ضاریا فانهم صنفان؛ اِمّا اخٌ لک فی‌الدّین او نظیرٌ لک فی‌الخَلْق»: با مردم مانند درندگان برخورد مکن، افراد جامعه از دو صنف خارج نیستند؛ یا برادر دینی تو هستند و یا در خلقت مانند تو و با تو مساوی هستند. برابری آفرینش آدمیان ایجاب می‌کند که افراد بشر ذاتا دارای منزلتی برابر باشند و تفاوت آنان در آیین و نژاد و مذهب باعث تمایز آنان در حقوق اجتماعی نشود. امام درباره تساوی حقوق، در نامه‌ای به اسود‌بن‌قطبه، فرمانده سپاه حلوان، چنین یادآور می‌شود: «فَلیکُنْ امرُ‌النّاسِ عندک فی‌الحقِّ سواء»؛ (نامه ٥٩) همه در برابر حق باید یکسان و برابر باشند و هیچ‌کس را بر دیگری امتیازی نیست. در جای دیگر خطاب به فرماندهانش می‌گوید: حق شما بر من این است که درباره «حق» تمامتان را به یک چشم بنگرم.» (نامه ٥٠) و یا خطاب به مالک اشتر می‌فرماید: هرگز شرافت و شخصیت کسی وادارت نکند که کار کوچکش را بزرگ بشماری و گمنامی انسانی سبب شود که کار بزرگ او را کوچک پنداری؛ اما گویاتر از همه این فرمان است: و‌ اَلْزِمِ‌الحقَّ مَنْ لَزِمَه من‌القریب و‌ البعید: حق را درباره هر کسی که بایسته است، دور یا نزدیک، اجرا کن. مصونیت از تجسس در احوال شخصی آنان نیز از‌جمله حقوق پذیرفته‌شده امروز است. افشا‌نکردن اسرار و رازهای خصوصی مردم یکی از حقوقی است که هم برای افراد و هم برای حکومت ایجاد تکلیف می‌کند. اسلام تجسس را صریحا ممنوع کرده است. امیر مؤمنان در عهدنامه مالک اشتر به این حق مردم نیز تأکید فرموده است:
ولیکُن ابعد رعیّتک منک وَ اَشنؤهُم عندک اَطلَبهم لمعایب‌الناس، فانّ فی‌النّاس عیوباً، الوالی احقّ من سترها، فلا تکشفنّ عمّا غاب عنک منها فانّما علیک تطهیرُ ما ظهر لک و الله یحکُم علی ما غاب عنک فاستر العورة ما استطعت: (نامه ٥) دورترین و زننده‌ترین افراد در نزد تو باید کسانی باشند که بیشتر در جست‌وجوی عیوب مردم‌اند. در همه مردم کاستی‌هایی است که زمامدار شایسته‌ترین فرد در پوشاندن و مخفی‌کردن آن است. هرگز مباد که از عیبی که بر تو پنهان است، پرده برگیری که مسئولیت تو پاک‌سازی زشتی‌های نمایان است. خداوند درباره آنچه از چشم تو پنهان است، حکم می‌کند؛ پس تو، هرچه می‌توانی زشتی‌های افراد را پنهان دار (نامه ٥٣). همان‌طور که امام علی شهید شمشیر جهالت خارجی‌مسلکان شد، پاره‌ای از مسلمانان امروز قربانی جهل دین‌دارانی می‌شوند که هیچ آشنایی‌ای با روح اسلام و فرهنگ قرآن ندارند و خشم را بر حِلم حاکم کرده‌اند.
تیغ حلمم گردن خشمم زده است/ خشم حق بر من چو رحمت آمده است
غرق نورم؛ گرچه سقفم شد خراب/ روضه گشتم؛ گرچه هستم بوتراب (مولوی، دفتر اول).

 

محمدتقی فاضل‌میبدی-عضو مجمع محققان و مدرسان حوزه علمیه قم

نظرات

chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.

آخرین اخبار