امروز : 26 مهر 1397
دولت سیسی و نقض حقوق بشر

داستان اعتصاب غذای محمد سلطان فعال حقوق بشر

یکشنبه 03 آبان 14:39
سلطان با صدایی آهسته که به سختی شنیده می شود می گوید: " درد جسمی پس از یکی دو روز یا یکی دو هفته، یک ماه یا بیشتر برطرف می شود، اما اثرات شکنجه های روحی باقی می ماند."
داستان اعتصاب غذای محمد سلطان فعال حقوق بشر
به گزارش گزارشگر(آنلاین)، محمد سلطان در ماه های پس از کودتای جولای 2013 مصر؛ که با تیم رسانه ای در تظاهرات حامیان دموکراسی در میدان رابعه همکاری می کرد، برای مشاوره حقوقی از دفتر دادستانی بازدید کرد. در این دیدار دادستان گفت:"خودتان را خسته نکنید، این کشور متعلق به ماست و هر کاری بخواهیم می کنیم، ما خود قانونیم." 
 
این یکی از لحظات نادری ست که یک مقام رسمی اذعان می کند که سیستم قضایی مصر تبدیل به سیاه چاله ای شده که در آن مقامات از لحظه بازداشت تا زمان محاکمه، با دستگیر شدگان هر طور بخواهند رفتار می کنند. از سال 2011 حدود 41000نفر وارد زندان های مصر شده اند که 73درصد آنها زندانی سیاسی و بسیاری از آن ها زیر سن قانونی هستند . 500نفر از آن ها به اعدام محکوم شده اند که تا به حال حکم 7 نفر از آن ها اجرا شده است. به علاوه در زندان های مصر شکنجه و تجاوز رواج دارد. به گفته ی سلطان، دولت کنونی مصر از دولت مبارک بسیار افراطی تر و تندرو تر است.
 
مقامات مصری بسیار تلاش کرده اند تا این اطلاعات از دیوار های زندان خارج نشود. روزنامه نگارانی که در حمایت از دولت گزارش تهیه می کردند، تا دویست هزار دلار پاداش می گرفتند. بسیاری از افرادی که تلاش کردند تا موارد نقض حقوق بشر را نشان دهند، به ضرب گلوله کشته و زندانی شدند و یا دادگاه آن ها را به صورت غیابی به پرداخت جریمه محکوم کرد. گروه های حقوق بشری، رسانه ها ،  شاهدان عینی و زندانیان ، این وقایع را ثبت و گزارش می کنند. محمد سلطان یکی از این فعالین سیاسی تابعیت آمریکایی- مصر دارد. وی در جریان اعتراضات مصر بازداشت شد و در زندان دست به اعتصاب غذا زد.
 
چهار ماه پیش محمد سلطان تقریبا اطمینان داشت که در زندان می میرد؛ اما در حال حاضر در لندن به سر می برد و از روز های بازداشت سخن می گوید. مقامات مصر دوسال وی را در حبس نگاه داشتند، با این وجود نتوانستند روحیه اش را تضعیف کنند. گفته های سلطان سرشار از انرژی مثبت است. او می گوید: " نور امید ما را زنده نگاه می دارد."
ماجرای سلطان از 27 آگوست 2013 آغاز شد، زمانی که نیرو های پلیس مصر برای دستگیری صلاح سلطان، پدر وی و از اعضای ارشد اخوان المسلمین وارد خانه پدری محمد شدند و چون موفق به دستگیری صلاح سلطان نشدند، محمد را به جرم تبانی با تروریست ها به همراه بردند. هرچند که این اتهام هرگز اثبات نشد.
 
با وجود احکام سنگین ، محاکمه غیر عادلانه و شرایط نا مناسب ، محمد سلطان راهی جز اعتصاب غذا برای اعتراض به این وضعیت پیش روی خود نمی دید. وی می گوید:" اعتراضاتم اثری نداشتند و اعتصاب غذا تنها چاره بود ." اینجا بود که محمد و عبداله الشامی، خبرنگار الجزیره، از اولین بازداشت شدگان مصری بودند که دست به اعتصاب غذا زدند. در مصر صبحانه، ناهار و شام از اهمیت بسیاری برخوردار است، اما وقتی سلطان بقیه زندانیان را تشویق به اعتصاب غذا کرد ، زندانبان ها شگفت زده شدند. " این کار برای من به نوعی مقابله با ظلم و ستم و سهم من از مقاومت مسالمت آمیز بود. کسانی که هدفی جز این داشتند، ایمان و امید خود را از دست داده و تسلیم شدند." 
 
وی می گوید، پس از مدتی گرسنگی فروکش می کند و خستگی، ضعف بر بدن غلبه می کند، حافظه ضعیف و برقراری ارتباط دچار مشکل می شود. محمد سطان از تحلیل رفتن حجم بدن ش می گوید و پس از آن به علت افت قند خون به کما می رود و مصرف رقیق کننده خون به خاطر مشکلات پزشکی نیز شرایط وی را بدتر می کند. وی می گوید  " هرگز فکر نمی کردم روزی بگویم وجود چربی در بدن مفید است."
 
 
با وجود ضعف بدنی و یک بازوی شکسته ، دو ساعت مورد ضرب و شتم قرار گرفت، دست هایش با دستبند به صندلی چرخدار بسته شده و مجددا شکنجه شد. عمل جراحی روی بازوی وی بدون بیهوش انجام گرفت، اسلحه به سمت صورت او گرفتند و پزشکانی که به بالینش آمدند تیغ جراحی به دستش دادند و به او یاد دادند چطور با آن بدن خود را بشکافد یا نخ های بخیه را با دو دست نگه دارد. یک بار نگهبانان یک مرد در حال مرگ را به سلول سلطان برده وتا 15ساعت جسد را بیرون نبردند.
 
سلطان با صدایی آهسته که به سختی شنیده می شود می گوید:  " درد جسمی پس از یکی دو روز یا یکی دو هفته، یک ماه یا بیشتر برطرف می شود، اما اثرات شکنجه های روحی باقی می ماند." صلاح، پدر سلطان پس از وی دستگیر شد و در مدت شش ماه آخر بازداشت به سلول پسر ش منتقل می شد تا وی را برای شکستن اعتصاب غذا متقاعد کند. محمد به یاد می آورد:" وقتی داشتم به خاطر افت قند خون به کما می رفتم، پدرم زندگی ام را نجات داد. او یک آب نبات زیر لب من می گذاشت تا مقداری قند در بدنم باقی بماند و من را به هوش می آورد."
 
مقاومت سلطان در داخل زندان، سبب توجه جامعه جهانی به اعتصاب غذای وی شد. مردم برای وی دعا می کردند و عکس های او رو در اینترنت و توییتر به اشتراک می گذاشتند. او از خواهرش هانا به عنوان زنی شگفت انگیز یاد می کند، کسی که هشتگ " سلطان را آزاد کنید" را برای رهایی برادرش راه اندازی و رهبری کرده و سخنگوی این مبارزات شد. سلطان اضافه می کند:" مهم این بود کهانسان های خوبی هسته ی اصلی این کمپین را تشکیل داده و خود را وقف آن کرده بودند. دو یا سه نفر که حتی آن ها را نمی شناختم و پس از آزادی با آن ها ملاقات کردم." 
 
آگاهی از این که افرادی بیرون از زندان برای آزادی اش تلاش می کردند، سلطان را به ادامه مبارزه اش تشویق می کرد. 
سلطان می گوید:" این کار مردم به انسان نشان می دهد بین خوبی و بدی تعادل وجود دارد. دنیا کاملا بد نیست هنوز هم انسان های خوب هستند و می توان به نوری در پایان تاریکی و روز های خوب پس از روزهای بد امیدوار بود که خوشبختانه برای من اتفاق افتاد."
این  موضوع آنقدر مورد توجه قرار گرفت که وزیر کشور مصر به زندان رفت و با سلطان ملاقات کرد. از زمان خالد سعید هیچ زندانی دیگری تا این حد مهم نشده بود. در ماه ژوئن سال 2010 خالد سعید بیرون از یک کافی نت در اسکندریه مورد ضرب و شتم یک افسر پلیس قرار گرفت و در اثر شدت جراحات جان باخت. مرگ وی بهانه ای برای راه اندازی کمپین اعتراضی علیه خشونت پلیس در فیسبوک با عنوان " ما همه خالد سعید هستیم" شد.  بسیاری معتقدند مرگ وی الهام بخش انقلاب 25 ژانویه 2011 بوده است.
 
در نهایت فشارها سبب شد سلطان در اواخر ماه مه سال 2015 از زندان آزاد شود. بدون شک داشتن تابعیت دوگانه در رهایی وی موثر بود. از قضا صرف نظر از تابعیت مصری و تحویل پاسپورت از شرایط آزادی سلطان بود. اگرچه محمد دیگر در مصر حضور ندارد ، اما هنوز هم نگران 41000زندانی سیاسی است که به اتهامات ناعادلانه و ظالمانه در حبس به سر می برند. جوانانی که به قول سلطان هیچ فضایی برای گفتگو و مخالفت ندارند و هر روز بیش از پیش نسبت به دموکراسی و آزادی ناباور می شوند. او اضافه می کند:" وجود جریان رادیکال یک حقیقت است. اتفاقاتی که در مصر می افتد، نه تنها کشور را، بلکه کل منطقه را به مسیری تاریک می کشاند."
 
سلطان از سفر آتی السیسی ، رییس جمهور مصر به بریتانیا سخن می گوید و خاطر نشان می سازد:"رژیمی که سرکوب ها را افزایش می دهد با عواقب آن روبرو نمی شود. مخالفان نیز برای مبارزت مسالمت آمیز خود حمایت می شوند. این جوانان را به کدام سمت هدایت می شوند؟ در کشور جوانی چون مصر، این جوان ها آینده ساز مملکت هستند."
 
 
هنوز حدود چهار- پنج شهروند دوملیتی در زندان هستند و از سرنوشت آنها اطلاعی در دست نیست.همچنین تعداد زیادی از روزنامه نگاران، دانشگاهیان ، مقامات سابق، دختران و افراد زیر سن قانونی در بند هستند. به گفته ی سلطان؛ این دستگیر شدگان از اقشار مختلف هستند، هر کدام از آن ها ماجرایی دارد و هر یک صاحب خانواده هستند. دو یا سه نفر از اعضای خانواده برخی از آنها زندانی هستند. این داستان رنج یک جامعه است و مادامی که جامعه جهانی سکوت می کند این رنج ادامه خواهد یافت. وی می گوید:" ما ابتدا می گفتیم چرا معترضان را دستگیر می کنید؟ اما در حال حاضر می گوییم فقط دستگیرشان کنید، آن ها را به قتل نرسانید. اوضاع چقدر بدتر خواهد شد؟"
 
سلطان به همراه زندانیان سابق، مبارزه می کند و مقامات دولتی و تصمیم گیرندگان مصر را تحت فشار قرار می دهد تا بتواند حقوق بشر را برای مصر به ارمغان آورد. 
 
سلطان می گوید:" من تمام وقتم را به این کار اختصاص داده و بابت آن پولی دریافت نمی کنم. این وظیفه من است که صدای معترضان زندانی را به گوش جهان برسانم. من این کار را ادامه می دهم. ما باید به آن ها کمک کنیم. برخی از دوستان من در انتظار اعدام هستند. برخی از دوستان روزنامه نگارم به حبس ابد محکوم شده اند. بنابر این من همواره احساس مسئولیت می کنم."
 

نظرات

chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.

آخرین اخبار