امروز : 21 آذر 1395

حقوق بشر در جهان معاصر

سه شنبه 27 مرداد 12:37
حقوق بشر معاصر گفتمانی ریشه دار و در عین حال چند بعدی است که از یک سو شاخه های مختلف فلسفه را درگیر بحث حقوق بشر کرده و از سوی دیگر حقوقدانان را
حقوق بشر در جهان معاصر

به گزارش سایت گزارشگر، حقوق بشر معاصر گفتمانی ریشه دار و در عین حال چند بعدی است که از یک سو شاخه های مختلف فلسفه را درگیر بحث حقوق بشر کرده و از سوی دیگر حقوقدانان را. ارباب مذاهب نیز در این حیطه بی طرفی اختیار نکرده اند. حقوق بشر معاصر در بادی امر، ادعای متواضعانه ای دارد و آن همانا تضمین حداقل حق های انسانی است که از عالم اخلاق پای به عالم حقوق گذاشته برای همه انسان ها صرف نظر از رنگ، جنس، مذهب، ملیت نژاد و دیگر تعلقات عرضی. اما تامل عمیقدر این ادعا به خوبی نشان می دهد چندان هم ادعای متواضعانه ای نیست، چرا که از یک سو سنت را به چالش می طلبد و از سوی دیگر سیاستمداران را می هراساند. بنابراین، اگر ابعاد آن شناخته نشود، هم می تواند موافقت های شعاری را به دنبال داشته باشد وهم مخالفت های جاهلانه و متعصبانه.

مباحث نظری حقوق بشر معاصر از اهمیت و جایگاه خاصی برخوردار است،به ویژه خواننده فارسی زبان که دشنام جاهلانه مخالف را شنیده و خوانده و هم دفاع بدون اساس موافق را. بدین ترتیب، درک درست این مباحث نیازمند آگاهی عمیق یافتن از مفاهیم، ریشه ها، حوزه ، قلمرو و منابع حقوق بشر معاصر است .

حقوق بشر معاصر گفتمانی است که درون خود گفتمان های فرعی دیگری را جای داده است. بی تردید می توان ادعا کرد مفاهیمی چون حیثیت انسانی، حق، آزادی، برابری وعدالت چنان ریشه گرفته اند که هر کدام در خود گفتمان پر نفوذی را در عرصه معارف انسانی تشکیل می دهند. شناخت حقوق بشر معاصر و ادبیات مربوط به آن  پیوند محکمی با تحلیل مفاهیم کلیدی در این حوزه دارد. آزادی در هر دو مفهوم مثبت ومنفی آن ، برابری چه در بعد شکلی و چه در جنبه ماهوی آن وعدالت( اعم از عدالت طبیعی، اجتماعی، حقوقی و حتی مکافاتی) همه مفاهیمی محوری اند که بدون فهم عمیق آنها در ک دقیق و شایسته ای از ادبیات معاصر حقوق بشری محقق نخواهد شد.

اصول کلی حقوقی در حوزه حقوق بشر همانا ترجمان اصول بنیادین اخلاقی است و بنابراین نیازی نیست که آن ها را به عنوان اصول مشترک حقوق داخلی ملت ها و یا اصول عمومی حقوق بین المللی معاصر تفسیر کنیم. بر این مبنا می توان ادعا کرد اصول عقلانی مورد توافق که در فرایند تعامل بیالاذهانی به عنوان اصول بنیادین اخلاقی مورد پذیرش قرار گرفته اند همان اصول حقوقی مورد پذیرش ملت ها ی متمدن خواهند بود . در نتیجه در حوزه ی، حقوق بشر ی نمیتوان بین حق های بنیادین و مورد تصریح در اعلامیه جهانی حقوق بشر، و حق های عرفی که در مباحث مربوط به عرف بین المللی گذشت، و اصول کلی حقوقی مورد پذیرش ملت های متمدن تفکیک ماهوی کرد.

در عرصه حقوق داخلی نیز منابع حقوق بشری از جایگاه متفاوتی برخوردار است. نخست آنکه معمولا در مهم ترین منبع حقوقی هر کشور یعنی قانون اساسی و در طلیعه آن قانون جای گرفته است که این نشان از پرتو افکنی تضمین حقوق انسانی بر شاخه ها و  هنجارهای حقوقی دارد.

از این رو کلیت نظام حقوق داخلی در پرتو بخش های مقدماتی قوانین اساسی باید تفسیر و تحلیل شوند و البته لازم به ذکر نیست که منابع داخلی کشور ها در زمینه حقوق بشر بی تردید متاثر از اسناد بین المللی و به ویژه منشور بین المللی حقوق بشر هستند.

گروه مطالعات حقوق بشر گزارشگر

نظرات

chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.

آخرین اخبار