امروز : 17 آذر 1395

همه حقوق بشر برای همه

شنبه 03 مرداد 13:27
کتاب، همه حقوق بشر برای همه، نوشته دکتر مهدی ذاکریان،از سوی انتشارات میزان منتشر شده است. درقسمتی از کتاب می خوانیم: با توجه به تحولات موجود در نظام بین الملل، حقوق بشر در هزاره جدید اهمیت خود را احراز کرده است.
 همه حقوق بشر برای همه

به گزارش سایت گزارشگر، دگرگونی های عمده عرصه بین المللی و تمایلات آحاد مردم برای برقراری نظام  بین المللی مبتنی بر اصول پیش بینی شده در منشور سازمان ملل متحد از جمله تقویت و ترغیب و احترام نسبت به حقوق بشر و آزادی های اساسی برای همگان و رعایت اصل تساوی حقوق و حق تعیین سرنوشت، صلح، دموکراسی، عدالت، مساوات، حاکمیت قانون، کثرت گرایی، توسعه، شرایط بهتر زیست و همبستگی، اموری بی سابقه و قابل  توجه در دهه پایانی قرن بیستم و طلیعه قرن جدید است.

با توجه به تحولات موجود در نظام بین الملل، حقوق بشر در هزاره جدید اهمیت خود را احراز کرده است. فرآیند تحولات رو به سوی حمایت از موضوع حقوق بشر است. اعتقاد تاریخی و دیرینه نسبت به رعایت حقوق بشر که از گذشته های دور نزد اندیشمندان و فرهیختگان وجود داشت؛ امروزه بعد بین المللی یافته و سازمان ملل متحد به عنوان عامل اجرایی و ناظر نسبت به رعایت حقوق بشر نقش قابل توجهی پیدا کرده است. افزایش این نقش به تحولات پدید آمده در روابط بین الملل بر می گردد. اجماع جامعه بین الملل در تأسیس دیوان کیفری بین المللی، توجه به شورای حقوق بشر، ارتقا جایگاه کمیساریای عالی حقوق بشر و البته توجه به موضوع مسئولیت حمایت R2Pو فرآیند جهان شمولی دوژور  حقوق بشر از جمله پویش هایی هستند که مورد توجه پژوهشگران حقوق و روابط بین الملل قرار گرفتند.

کتاب پیش روی آخرین یافته های نویسنده در زمینه حقوق بشر همراه با افزودن نظریه های نوین پیرامون این موضوع و اصلاحات حقوق بشری سازمان ملل متحد است. در این کتاب به شماری از تازه های نظری و عملی متون حقوق بشر و کیفر بین المللی ناقضان حقوق بشر پرداخته شده است. همچنین نویسنده تلاش کرده تا تازه ترین تحولات حقوق بشری در اختیار علاقمندان به این موضوع قرار دهد. باشد که به نام حقوق بشر هیچ گاه منافع ملی کشوری بزرگ قربانی نشود.

گفتمان های حقوق بشر،  از جنگ جهانی دوم تا هزاره نوین، نسل های حقوق بشر، وجدان مشترک بشری  و پشتیبانی از حقوق بشر،  اخلاق و هم پیوندی جهانی حقوق بشر، جهانشمول گرایی و فرهنگ گرایی حقوق بشر، دسته بندی جهان شمول گرایان(دوژور-دوفاکنو-واقع گرا)،تحولات جهانی حقوق بشر، برداشت آرمانگرایانه از نظم جهانی، سازمان ملل متحد و حمایت عملی و نظارت بر اجرای حقوق بشر، کمیته حقوق بشر، کمیته محو هر نوع تبعیض نژادی، ضمانت اجرایی و حمایت عملی از حقوق بشر، کمیساریای عالی حقوق بشر، از جمله موضوعات و مباحثی است که نویسنده در این کتاب به آنها پرداخته است.

حقوق بشر اساسی‌ترین و ابتدایی‌ترین حقوقی است که هر فرد به طور ذاتی، فطری و به صرف انسان بودن از آن بهره‌مند می‌شود. این تعریف ساده عواقب و بازتاب اجتماعی و سیاسی مهمی را برای مردم و حکومت‌ها به دنبال دارد. مطابق اعلامیه جهانی حقوق بشر و سایر اسناد بین‌المللی این حقوق ویژگی‌هایی همچون جهان شمول بودن، سلب ناشدنی، انتقال ناپذیری، تفکیک ناپذیری، عدم تبعیض و برابری طلبی، به هم پیوستگی و در هم تنیدگی را دارا است. از این رو به تمامی افرد در هر جایی از جهان تعلق دارد و هیچ‌کس را نمی‌توان به صرف منطقه جغرافیایی که در آن زیست می‌کند، از حقوق بشر محروم کرد ضمن اینکه همهٔ افراد فارغ از عواملی چون نژاد، ملیت، جنسیت و غیره در برخورداری از این حقوق با هم برابر و یکسانند و در این خصوص کسی را بر دیگری برتری نیست. این حقوق شامل حقوق طبیعی یا حقوق قانونی که در قوانین ملی و بین‌المللی موجودند می‌شود. دکترین و فعالین حقوق بشر، در فعالیت‌های بین‌المللی خود در زمینه حقوق بین‌الملل، نهادهای جهانی و منطقه‌ای، سیاست‌های دولتی و در فعالیت‌های سازمان‌های غیردولتی، اساس و شالودهٔ سیاست‌های عمومی و اختصاصی در این زمینه را بنا نهاده است. در واقع می‌توان گفت در صورتی که جامعهٔ جهانی در فضای صلح، با یک زبان مشترک اخلاقی، گفتگو و مباحثه کنند، این زبان مشترک اخلاقی، در واقع، حقوق بشر نامیده می‌شود. با این وجود هنوز امروزه دکترین حقوق بشر، نظریه‌هایشان را در این مورد با شک و تردید بیان می‌کنند و مباحثه آن‌ها بیشتر در زمینه محتوا، ماهیت و چگونگی توجیه حقوق بشر است. در واقع، پرسش بحث برانگیز همانا خود معنای حق یا حقوقی است که باید به رسمیت شناخته شود و این بحث در گفتمان‌های فیلسوفان همچنان ادامه دارد.
 
بسیاری از ایده‌های اساسی که محرک جنش حقوق بشر بود، بعد از جنگ جهانی دوم و جنایات هولوکاست گسترش و توسعه یافت، و با تصویباعلامیه جهانی حقوق بشر در پاریس توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۸ به اوج خود رسید و به رسمیت شناخته شد. در جهان باستان، مفهوم حقوق بشر به گونه‌ای که امروزه وجود دارد نبود. بلکه در جوامع باستانی به صورت مجموعه‌ای مفصل از وظایف بود، که مفاهیمی از جمله، عدالت، مشروعیت سیاسی، شکوفایی انسان که در پی دست یابی به کرامت انسانی حاصل می‌شود و یا خوب بودن، فارغ از عنوان و مفهوم حقوق بشر وجود داشت. معنی مدرن و امروزی حقوق بشر در اوایل دوره مدرن و همراه با سکولاریزاسیون اروپایی از اخلاق یهودی–مسیحی مفهومش گسترده‌تر شد و توسعه یافت. در واقع حقوق بشر از مفهوم حقوق طبیعی گرفته شده است. حقوق طبیعی، نظریه‌ای است که در آن قوه قانونگذار به گونه‌ای عینی و منطقی محدود می‌شود. مطابق این مکتب، منطق بشری، بنیادهای قانون را از طبیعت الهام می‌گیرد، و از طریق قانون طبیعت، ضمانت اجرایی به دست می‌آورد و در واقع بخشی از سنت حقوق طبیعی قرون وسطایی به شمار می‌رود که در دورهٔ روشنگری توسط فیلسوفانی چون جان لاک، فرانسیس هاچسون، ژان ژاک بورلاماکی و غیره تا حدود زیادی مفهوم مدرن پیدا کرد، و در گفتمان سیاسی و انقلاب آمریکا و انقلاب فرانسههرچه بیشتر توجه جامعه جهانی را به خود جلب کرد. لذا و بر این اساس، نظریه مدرن حقوق بشر، در طول نیمه دوم قرن بیستم، پدید آمده است. و در این دوره فعالیت‌های اجتماعی و گفتمان‌های سیاسی در رأس دستور کار بسیاری از ملل جهان قرار گرفت. 
 
گروه مطالعات حقوق بشر گزارشگر

نظرات

chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.

آخرین اخبار