امروز : 26 مهر 1397

مفهوم مذاکرات صلح در سوریه

سه شنبه 05 خرداد 11:03
مذاکرات صلح با شرایط فعلی در خصوص سوریه جدید خواهد بود که به لحاظ مولفه های حاکمیتی دچار تغییرات ماهوی شده است که نتیجه آن تقسیم سرزمین و دادن امتیاز کنشگری به تروریسم در معادلات منطقه ای و بین المللی است.
مفهوم مذاکرات صلح در سوریه

به گزارش سایت گزارشگر، روزنامه گاردین در هفته گذشته در تحلیلی به ادامه دار بودن روند بحران صلح در سوریه اشاره و ابهام در خصوص حضور داعش و النصره را از علت های اصلی بی نتیجه بودن روند صلح عنوان کرده بود.

یکی از مهمترین موضوعاتی که برای بررسی نافرجام بودن مذاکرات صلح سوریه ذکر می شود آن است که داعش و جبهه النصره باید حضور داشته باشند یانه؟ اما چه می شود که حضور تروریسم در پای میز مذاکره آن هم مذاکرات صلح اجتناب ناپذیر می شود؟ صلح سوریه در این شرایط یعنی داعش باشد چون زمین دارد. تقریبا نیمی از سوریه از دست دولت سوریه خارج شده است. سوال مهمی که پیش می آید این است که جایگاه زمانی مذاکرات صلح به چه صورت تعریف می شود؟ نمی توان گفت که با شرایط موجود در صورت اعلام یک پایان برای سوریه نباید نامی از داعش و النصره آورد چرا که آنان زمین را به عنوان گروگانی ارزشمند از یک حاکمیت در اختیار دارند. اما اساسا مذاکرات صلح در میانه نبرد و زمانی که گروه های متعرض حاضر به مذاکره نیستند عاقلانه نیست. از سوی دیگر خود ارتش آزاد و گروه مخالفان سوریه در حال حاضر بر سر آینده کدام کشور به مرکزیت دمشق می خواهند با حکومت مرکزی پای میز مذاکره بنشینند؟ واقعیت آن است که سوریه اکنون به ماقبل دولت ملت سازی باز گشته و در مسیر ساخت ایجاد یک واحد سیاسی است. گروه های معترض سوری با شرایط فعلی می خواهند کدام کشور را مهد خواسته های اولیه خود کنند؟ از سوی دیگر جبهه واحد ارتش آزاد، النصره و داعش نیمی از پنج سال گذشته را در در کنار یکدیگر و در مخالفت با نظام سیاسی مستقر بوده اند. ضمن آنکه صلح در زمانه ای که خاک یک کشور عامل کلیدی توازن قدرت منطقه ای و بین المللی شده است، نمی تواند نتیجه مشخصی در بر داشته باشد.

مفهوم صلح در سوریه می تواند در هر کدام از شرایط زیر قرار گرفته و عینیت یابد.

مذاکرات صلح با حضور همه طرف ها از جمله داعش

مذاکرات صلح با حضور دولت سوریه و ارتش آزاد

مذاکرات صلح مانند رویدادی شبیه ورسای که در آن غنایم جنگی میان فاتحان بین المللی تقسیم شد.

چندی پیش ترکیه و عربستان اعلام کرده اند که در حال آغاز مرحله جدیدی از کمک های خود به مخالفان دولت سوریه هستند تا بتوانند محکم تر جلو حاکمیت سوریه بایستند. ریاض و آنکارا با بین المللی شدن داعش با نیمی از زمین هایی که از سوریه در اختیار دارد را بر دوش جامعه جهانی قرار داده و داعش را خارج از بحران سوریه تصور نموده اند و سعی بر تعریف بازی در یک سوریه جدید را دارند. این تلاش را می توان نقطه عزیمت تعریف شرایطی دانست که در آن شاید صلح ناکارآمدترین راه حل ممکن باشد.

مذاکرات صلح سوریه با حضور داعش و جبهه النصره به معنای معامله زمین و حاکمیت با تروریسم است و بنیان صلح و اصول مبارزه بین المللی با جنایت جنگی و تروریسم را نشان خواهد داد. هرچند نیمی از سوریه در اختیار گروهای تروریستی است اما مذاکره با آنان صحه نهادن بر همین میزان از مالکیت و دادن حق تعیین سرنوشت برای کشوری است که تبدیل به یکی از دردناک ترین تراژدی های جولان تروریسم شده است. از سوی دیگر سوریه با تمامیت ارضی آن شامل داعش هم میشود که در این میان باید پایان بحران به بهای تایید تروریسم و امکان پیشروی آن  برای شرایط پس از این را اندیشید و یا اینکه امکان مذاکرات صلح را بر اساس یکپارچگی سرزمینی سوریه فعلا به فراموشی سپرد.

اینکه مذاکرات بدون حضور داعش باشد در آن صورت ابهام در خصوص بخش وسیعی از سوریه که در کنترل این گروه تروریستی است، عملا مذاکرات صلح را برای یک سوریه نو با جغرافیای جدید ترسیم می کند. ضمن اینکه در این صورت همین جغرافیای جدید نیز کاملا در معرض تهدید قرار خواهد داشت.

اما حضور قدرت های خارجی و ورود منافع آن به توازن قدرت در سوریه می تواند مذاکرات صلح در سوریه را به اجلاس ورسای در پایان جنگ جهانی اول تشبیه کند. در ورسای فاتحان جنگ بر سر جغرافیایی که در آن جنگیده و هزینه کردند به توافق رسیدند معاهده ای که در آن پروس به لهستان رسید و بندری از لهستان به لیتوانی  تعلق گرفت و دیگر  موارد که در چینش پازلی به وسعت جغرافیای اروپا و دیگر نقاط جهان صورت گرفت. هیچ کدام از این سرزمین ها و مردامنشان در خواست و اراده ملی و هویت خود تصمیم نگرفتند بلکه ساختار جنگ و اقدام بین الملل بود که صلح و عواقب آن را تعیین نمود. در واقع شرایط ساختاری ورسای را خارج از اراده هویت ملی و سرزمینی تعریف می نمود.

در خصوص سوریه نیز چنین ساختاری بیگانه به نظر نمی رسد. کشورهای بسیاری درگیر بحران داخلی آن هستند و علت تداوم و گسترش جنگ سوریه عدم امکان برتری یک طرف بر طرف های دیگر است. در این صورت اقناع کشورهایی که در سوریه هزینه کرده و هدف راهبردی در آن دارند برای خروج از بحران کار سختی است و ماهیت اقدام بین المللی کشورها چنین توجیهی را بر نمی تابد در این صورت اگر در سوریه مذاکرات صلحی برقرار گردد، رضایت به تقسیم سوریه محتمل ترین و بدیهی ترین نتیجه آن خواهد بود.

اساس مذاکرات صلح با این وضعیت میدانی هر نتیجه ای دارد مگر بازگرداندن سوریه به شرایط پیش از جنگ. مذاکرات صلح با شرایط فعلی در خصوص سوریه جدید خواهد بود که به لحاظ مولفه های حاکمیتی دچار تغییرات ماهوی شده است که نتیجه آن تقسیم سرزمین و دادن امتیاز کنشگری به تروریسم در معادلات منطقه ای و بین المللی است. شاید بتوان گفت اگر با شرایط کنونی و با آرایش میدانی فعلی در سوریه طرف ها پای معاهده صلح را امضا کنند بتوان آن را آغاز به رسمیت شناختن داعش در تحولات منطقه ای دانست. از سوی دیگر این امتیاز به گروه های تروریستی سوریه در حالی که آنان در راه پیمودن این مسیر در دیگر کشورها هستند غنیمی روحیه بخش است که می تواند توجیه محکم اقداماتشان در دیگر کشورها و تصرف سرزمین های دیگر باشد.

هرچند صلح نشان عالی زیست انسانی است و سازمان ملل وظیفه دارد آن را در روابط میان کشورها و بازیگران مختلف بین المللی جاری سازد،  اما صلح باید صلح را ضمانت کرده و عامل بازدارنده ترور باشد. و در بردارنده امکان استفاده از همه ابزارهای مقابله با بسترسازی اقدامات ضد خود باشد. صلح سوریه و مذاکرات آن نیاز به مقدماتی دارد که اصلی ترین آن، حذف جریان تروریستی داعش از معادلات این کشور است. در واقع سوریه در نقطه ای ایستاده است که برای برقراری صلح مقدمه ای به تلخی جنگ نیاز دارد تا بتواند احتمال مذاکره با تروریسم برای صلح را از بین ببرد.  

گروه مطالعات سیاسی گزارشگر

نظرات

chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.

آخرین اخبار