امروز : 27 مهر 1397

توهم عدالت در امریکا

چهارشنبه 26 فروردين 16:19
نقض حقوق بشر در امریکا به بهانه تحقیقات تروریستی
توهم عدالت در امریکا

به گزارش سایت گزارشگر، این روزها اخبار ناگواری از اقدامات وحشتناکی که تروریست ها هرلحظه مرتکب می شوند، به گوش می رسد. اقداماتی که اغلب منجر به آسیب ها و جنایت بشری بیشماری می شود. در همین راستا قواعد حقوق بین الملل یک دولت ها را موظف کرده که اقدامات معقولی را برای حفاظت از جان افراد در حیطه صلاحیت خود و در برابر اعمال خشونت بار اتخاذ کنند. وقتی جرمی ارتکاب می یابد یک دولت وظیفه دارد تحقیقات لازم را برای افراد مسئول در ارتکاب آن جرم و تعقیب مظنونین به عمل آورند. اما از طرف دیگر این تعهدات دولت ها نیازمند تضمین انصاف و عدالت قضایی در تحقیقات و تعقیبات و به علاوه داشتن رفتار انسانی در دوران بازداشت است. اما آنچه که در واقعیت اتفاق می افتد با آنچه جامعه بین الملل درصدد رسیدن به آن است، فاصله زیادی دارد و دولت ها گاهی و یا همیشه ممکن است تعهدات خود را نقض می کنند. دولت امریکا از جمله کشورهایی است که از  زمان11 سپتامبر و بعد از حملات تروریستی در نیویورک و واشنگتن دی سی، در اجرای تعهدات خود و پایبندی به این قواعد در مواجه با افراد مظنون به اقدامات تروریستی، افراد بازداشتی و متهمان شکست خورده است.  این تغییر رفتار در رویه امریکا شامل مظنونین بازداشتی در بازداشتگاه های گوآنتانامو و کوبا است که بیشتر آنها بدون اتهام و به طور نامعین در حبس به سر می برند. در واقع آن بخشی از تعهداتی که دولت آمریکا آن را به خوبی نقض کرده است مربوط به داشتن رفتاری منصافه و عدالت قضایی در دادرسی ها و برخورد با متهمین است. به ویژه افرادی که هنوز جرم آنها اثبات نشده است. جای تاسف است که اسناد موجود در این زمینه نشان می دهد که بسیاری از این افراد را مسلمانان امریکا تشکیل می دهند. علت این بد رفتاری به حملات 11 سپتامبر بر  می گردد. از زمان 11 سپتامبر بیش از 500 مسلمان در امریکا در ارتباط با جرائم تروریستی دستگیر شدند. به طور میانگین یعنی 40 مورد در هر سال. بسیاری از این افراد دستگیر شده ظاهرا در هیچ نوع فعالیت تروریستی دخالت نداشتند. بر طبق مستندات موجود بیشتر از 50 درصد این افراد صرفا بر اساس اطلاعات جاسوسی دستگیر شده اند.

از جمله مهمترین موراد نقض فاحش حقوق بشر از سوی دولت امریکا شامل موراد زیر می شود:

1.      اعمال تبعیض در تحقیقات  بعد از هدف قرار دادن افراد به ویژه در مورد افراد آسیب پذیر (مانند افراد دارای ناتوانی های ذهنی  و فکری) و اعمال فشار بر افراد به منظور انجام فعالیت های جاسوسی  

پرونده- شواهر متین سیراژ: سیراژ در یکی از خیابان های نیویورک سی تی به اتهام تبانی و توطئه برای حمله به یک ایستگاه مترو دستگیر شد. سیراژ که یک نوجوان دبیرستانی مسلمان بود بعد از این اقدام مورد معاینات روان پزشکی قرار گرفت. پزشک به دپارتمان پلیس امریکا گفت که سیراژ از اختلالات روانی شدید رنج می برد و  مهارت های تحلیل، قضاوت و تفکر  وی به شدت آسیب دیده است. آنگونه که جاسوس مرتبط با سیراژ عنوان کرده، سیراژ توانایی لازم را برای ارتکاب اعمال جاسوسی نداشته است و به شدت تحت تاثیر قرار می گیرد.

روند دستگیری سیراژ اینگونه بوده که جاسوس دپارتمان پلیس امریکا که مسجدی را روزانه تحت نظارت داشته با سیراژ که در آن موقع در مغازه کتاب فروسی عمویش در نزدیکی همان مسجد کار می کرده، آشنا می شود. این جاسوس خود را یه مهندس ناتوان جلوه می دهد که با مفاهیم و اصول اسلامی عمیقا آشنایی دارد. جاسوس عکس های کشتار و سوء استفاده از مسلمانان عراق را به سیراژ نشان می دهد و به وی می گوید قتل در اسلام حرام است اما کشتن قاتل ضروری است. سپس نقشه ای را برای حمله به یک ایستگاه مترو در نیویورک سی تی همراه با هم دستی دوست سیراژ که یک نوجوان دبیرستانی بود،  طراحی می کند.  طبق گفته های جاسوس سیراژ با این اقدام مخالفت کرده  و در پاسخ به درخواست آنها گفته که من باید از مادرم اجازه بگیرم.

این در حالی است که به گفته جاسوس بزرگترین تفریح و علاقه سیراژ  دیدن کارتون بوده است. حتی بعد از محکومیت نیز تنها درخواست وی از مقامات زندان این بوده که: می خواهم کارتون ببینم. (نکته ای که باید مورد توجه قرار گیرد این است که در اکثر موارد بازداشت و دستگیری ماموران سازمان اطلاعتی امریکا خود به طراحی و پیشبرد اقدامات مجرمانه و تروریستی اقدام می کردند و افراد را درگیر در این طراحی ها می کنند).

پرونده-  عادل دائود: عادل نوجوانی 19ساله (دبیرستانی) است که ذهن وی رشد کافی نداشته و تا 5 سالگی نیز قادر به تکلم نبوده است. وی که درفضای مجازی با مفاهیمی مانند جهاد اسلامی آشنا شده بود، صرفا مطالب خوانده شده را از طریق فضای مجازی با خانواه خود نیز مطرح می کند. دو مامور سازمان اطلاعاتی امریکا تحت عناوین جعلی با این نوجوان در ارتباط قرار می گیرند و به وی می گویند برای کشتن امریکایی ها خودش باید کاری انجام دهد تا جهاد کرده باشد. سپس این دو مامور اتومبیلی را پر از مواد منفجره غیر واقعی کرده و همراه با عادل به جنوب شهرر نیویورک می روند. عادل برای منفجر کردن مواد منفجره تلاش میکند که در همان موقع دستگیر می شود.

به گفته مادر عادل وقتی عادل در مورد مفاهیمی مانند جهاد با من و پدرش صحبت کرد ما برای وی توضیح دادیم که جهاد یعنی کمک کردن به فقرا و یا پدر و مادر. عادل نیز قانع شد و تنها دلیلی که نیز که فرزند من در اینترنت زمان زیادی را سپری می کند این است که به دلیل مشکلات ذهنی زیادی که دارد دوستی در محیط بیرون ندارد.  

 هنوز هم جامعه امریکا از دستگیری یک نوجوان 17 ساله به اتهام انجام اقدامات تروریستی در شوک به سر می برد.

پرونده- رضوان فردوس: در این پرونده رضوان در 28 دسامبر 2011 به اتهام حمله به پنتاگون و ساختمان پارلمان ایالتی واشنگتن دستگیر شد. فردوس در سال 1985 متولد شد. خانواده وی برای یافتن فرصت های شغلی به امریکا مهاجرت می کنند. پدر وی مسلمان اندونزیایی و مادرش کاتولیک بود. رضوان دچار مشکلات حاد روانی و جسمانی بوده است. به طوری که تحت درمان های روان پزشکی قرار داشت. مشکلات جدی مثانه و عدم کنترل بر مجاری اداری یکی از مشکلات جدی جسمانی وی بوده تا جایی که وی لباس خود را بارها در خیابان خیس کرده است. فرآیند دستگیری وی به این صورت بوده که یک اسلحه فروش گزارش می دهد که فردی مشکوک از وی اسلحه ای خریداری کرده است. تنها چیزی که وجود داشته این بوده که شماره پلاک اتومبیل فرد مشکوک به خانوداه فردوس ربط داشته است. در 17 دسامبر 2010 اف بی آی جاسوسی را به مسجدی که فردوس در آنجا حضور داشت می فرستند این جاسوس ماه ها با فردوس در ارتباط بود تا اینکه به ماموران اف بی آی اطلاع داد که فردوس از عاملان فعال القاعده معرفی است. طی سفری که فردوس با بلیط خریداری شده توسط جاسوس به واشنگتن دی سی دارد قرار بر این شد که فردوس بر هدف های مورد نظر نقشه حمله به پنتاگون نظارت داشته باشد. در 20 جولای 2012 فردوس به جرم شروع به تخریب و آسیب زدن به یک ساختمان فردالی از طریق یک انفجار و شروع به جرم فراهم کردن کمک های مادی برای حمایت از ترویست ها محکوم شد.

2.       شناسایی افراد برای تحقیق و تعقیب صرفا بر اساس نظرات سیاسی و مذهبی

بر اساس  تئوری افراطی گرایی اف بی آی، افشا و یا بیان اعتقادات خاص مذهبی و سیاسی دلیل موجه برای تعقیب افراد و اتهامات ناوارد تروریستی است.

پرونده- نیوبرگ 4: در این پرونده یکی از مجرمان  جیمز کرومیت اولین بار با جاسوس اف بی آی با ین فرد در نزدیکی مسجدی در نیوبرگ در سال 2008 ملاقات کرد. این جاسوس اف بی آی ماه ها برای ترغیب افراد به صحبت کردن در مورد موضوع جهاد، این مسجد را تحت نظر داشت. مکالمه موفق مساوی است با دستگیری و محکوم شدن به داشتن فعالیت های تروریستی.

3.      اتهام زنی بی دلیل و مجازات کردن مقاصد و نیات غیر مجرمانه

4.      آزار اذیت و یا سوء استفاده در موراد بازداشت زندانی از جمله طولانی کردن مدت بازداشت انفرادی که در نهایت باید منجر به اقنای زندانی برای همکاری با آنها شود.

5.      نقض قوانین دادرسی عادلانه و اصل انصاف در تعقیبات قضایی مانند استفاده از مستندات و شواهدی که به زور به دست آمده است و یا  استفاده از مدارکی که صحت آنها مخدوش است و اثبات کننده  نقش افراد در این اقدامات تروریستی نمی باشد.

بر اساس قوانین بین المللی مدارک به دست آمده از طریق اجبار نمی تواند علیه آن فرد استفاده شود. بر اساس مقررات ICCPR  هیچ فردی مجبور به اقرار علیه خود ویا ادای شهادت اجباری بر علیه خود نیست. در قسمت 14 (3) g  این قانون بر عدم اعتبار اقرارهای به دست آمده توسط شکنجه و رفتارهای غیر انسانی تاکید شده است. به علاوه قوانین خود امریکا و نیز طبق نظر دادگاه عالی میراندا-آریزونا نیز بر حق مجرم بر دریافت مشاوره در مورد حقوق خود قبل از اقرار تاکید شده که در این صورت اقرار مجرم به عنوان مدرکی معتبر پذیرفته خواهد شد.

پرونده- محمد صلاح: در این پرونده محمد صلاح در نقطه ای میان اسرائیل و غزه توسط نیروهای اسرائیلی دستگیر می شود. بعد از دستگیری در طی فرایند بازجویی، نیروی های اطلاعاتی اسرائیل به وی هشدار می دهند که در صورت عدم همکاری وی، اعضای خانواده صلاح کشته و یا آسیب خواهند دید. طبق اظهارات صلاح بازجو 48 ساعت وی را از خواب  محروم کرده بود. صلاح در اظهاراتش ادامه می دهد که وی را مجبور کردند که در یک سلول انفرادی با دمای هوای یخچال از روپوشی استفاده کند که بوی ادرار و استفراغ می داده و دائما در آنجا موزیک بلند و یا صدای جیغ و ناله پخش می شده است.

این پرونده در امریکا در تحت نظر ماموران اف ای آی امریکا مورد تعقیب و پیگیری قرار گرفت زیرا صلاح در گفته هایش به HLF  یا همان بنیاد سرزمین مقدس برای امداد و توسعه اشاره کرده و گفته بود این سازمان که در امریکا قرار دارد، برای حماس کمک های مالی فراهم می کند.

در نهایت صلاح مجبور به امضای 2 سندی می شود که نه به آن زبان تاکنون حرف زده بود و نه تاکنون چیزی به آن زبان نوشته بود.  بعد از امضای اجباری دو سند گفته شده، محمد صلاح برای ادامه  بازداشت و محکومیت اجباری خود به زندان های امریکا فرستاده می شود.

6.       دشوار کردن شرایط زندانی بعد از محکومیت: مانند اعمال سخت گیری در  ارتباطات خانوادگی زندانی.

یکی از زندانیان در این باره می گوید من اجازه نداشتم فرزندانم را لمس کنم و فقط اجازه داشتیم یکدیگر را ببینیم.

با توجه به بیان تنها گوشه ای از تعداد معدودی از وضعیت زندانیان زندان های امریکا، آیا باز هم می توان ادعای امریکا را در اجرای عدالت قضایی و عدم تبعیض در جامعه پذیرفت. آیا می توان ادعای آزادی بیان و یا برابری افراد و نژادها و به ویژه آزادی ادیان مختلف را در این کشور پذیرفت؟

آیا کسی می تواند به این سوال پاسخ دهد که در شرایط فعلی در امریکا مسلمانان در چه اضطراب و نگرانی به سر می برند؟ چگونه می توان در کشوری زندگی کرد که هیچگاه نمی توان به کسانی که با آنها صحبت می کنی اعتماد کرد؟

در حال حاضر در امریکا مسلمانان در مظان اتهام هستند و کافی است تمایل خود را به اعتقادات خود حتی با رفتن به مساجد نشان دهند، در  این صورت باید در انتظار زندان های و رفتارهای غیرانسانی مقامات امنیتی- اطلاعاتی امریکا باشند.

گروه مطالعات حقوق بشر گزارشگر

 

نظرات

chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.

آخرین اخبار