امروز : 23 مرداد 1397

من زبان مادری ام را دوست دارم

یکشنبه 03 اسفند 08:52
از گذشته تاکنون ملل و اقوام گوناگون را بیش از هر چیز با زبان متفاوت ایشان شناخته اند و همین وجه تمایز راه کسب هویت مستقل فرهنگی و اجتماعی برای آن ملت یا قوم تلقی می شود.
من زبان مادری ام را دوست دارم

به گزارش سایت گزارشگر، زیست جهانی و همگرایی بین المللی در قالب تئوری های نوینی چون دهکده جهانی و جهانی شدن روز به روز نهادینه تر می گردد و بارقه وجود هر گونه اختلاف و تفاوت فرهنگی و اجتماعی را کمرنگ تر می سازد، اما واقعیت آن است که در کنار جهان شمولی حقوق همگانی نمی توان از تنوع و تکثر فرهنگی چشم پوشید. یکی از مولفه های ارزشمند و غنابخش فرهنگ هر ملتی، زبان مادری آن ملت است.

از گذشته تاکنون ملل و اقوام گوناگون را بیش از هر چیز با زبان متفاوت ایشان شناخته اند و همین وجه تمایز راه کسب هویت مستقل فرهنگی و اجتماعی برای آن ملت یا قوم تلقی می شود. هر چقدر ارزش و بهای یک زبان محلی و ملی بالاتر رود، اعتبار آن ملت نیز افزون تر می شود. هم اکنون در عرصه بین المللی زبان انگلیسی به عنوان زبان نخست مراودات بین المللی پذیرفته شده و همین امر سبب تفوق فرهنگی غرب نیز شده است.

برگزاری روز جهانی بزرگداشت زبان مادری بهانه ای است برای خودباوری و احیای حس وطن دوستی و همچنین احترام به سنن و فرهنگ های متنوع، همچنین می توان مدعی بود که احیای زبان ملی سبب ارتقای سطح دانش و تکنولوژی و بومی شدن علوم می گردد. در سال 1999 مجمع عمومی یونسکو به عنوان نهاد احیاگر فرهنگی سازمان ملل متحد جلسه ای برگزار نمود و در آن تصمیم گرفت که تاریخ 21 فوریه هر سال به منظور کمک به تنوع زبانی و فرنگی به عنوان روز جهانی زبان مادری نام گذاری شود.

تاریخچه و علت نام گذاری روز جهانی زبان مادری به سال ۱۹۵۲ باز می گردد یعنی هنگامی که دانشجویان دانشگاه های مختلف شهر داکا پایتخت امروزی کشور بنگلادش (که در آن زمان پاکستان شرقی نامیده می‌شد و هنوز مستقل نشده بود)، از جمله دانشجویان دانشگاه داکا و دانشکده پزشکی آن برای ملی کردن زبان بنگالی به عنوان دومین زبان پاکستان (در کنار زبان اردو) تظاهرات مسالمت آمیزی در این شهر به راه انداختند. به دنبال این حرکت دانشجویان، پلیس اقدام به تیراندازی نمود و عده ‌ای را کشت. بعد از استقلال بنگلادش از پاکستان و به درخواست این کشور، برای اولین بار سازمان یونسکو در ۱۷ نوامبر سال ۱۹۹۹ روز ۲۱ نوامبر را روز جهانی زبان مادری نامید.

ایران از جمله کشورهایی است که به جهت تنوع اقوام و فرهنگ های مختلف، زبان های محلی متعددی در آن به گوش می رسد. اگرچه زبان فارسی زبان نخست اکثریت جامعه ایرانی است اما زبان هایی چون آذری، کردی، گیلکی، لری و ... نیز به عنوان زبان دوم مردم بومی و محلی مورد استفاده قرار می گیرد.

متاسفانه هیچ آمار رسمی از تنوع و میزان زبان های بومی ایران در داخل کشور منتشر نشده است با این وجود برخی مراکز و نهادهای بین المللی به انتشار این آمار مبادرت ورزیده اند؛

·        دانشنامه وورلد اطلس

دانشنامه وورلد اطلس در گزارش خود زبان‌های اصلی رایج در ایران را اینگونه معرفی می‌کند:

زبان

میزان در جمعیت

فارسی

چهل و هشت میلیون نفر

ترکی آذربایجانی

ده میلیون نفر

کردی

هفت میلیون نفر

لری

سه میلیون نفر

بلوچی و ترکمنی و سایر

حدود چهار میلیون نفر

 

 

·        دانشنامه اورینت

دانشنامه اورینت(2006) نیز در گزارش خود آمار زبان‌های اصلی و رایج در ایران را اینگونه معرفی می‌کند:

زبان

درصد جمعیتی

فارسی

41 درصد

آذری

19 درصد

گیلکی و مازندارانی

10 درصد

کردی

11درصد

عربی

9/1 درصد

بلوچی

2/2 درصد

لری

7/5 درصد

ترکمنی

5/2 درصد

دیگر زبانها مانند لکی، قشقایی، قزاقی، هزارگی، گرجی، ارمنی، تاتی، تالشی و.....

 

8/1 درصد

 

   

·        صندوق جمعیت ملل متحد

بر پایه گزارش صندوق جمعیت ملل متحد(2011) نیز زبان جمعیت ایران متشکل از:

زبان

درصد جمعیتی

فارسی

51 درصد

آذری

24 درصد

گیلکی و مازندارانی

8 درصد

کردی

7 درصد

عربی

3 درصد

بلوچی

2 درصد

لری

2 درصد

ترکمنی

2 درصد

دیگر زبانها مانند لکی، قشقایی، قزاقی، هزارگی، گرجی، ارمنی، تاتی، تالشی و.....

 

1 درصد

 

 

البته همان گونه که ملحوظ می باشد، آمارهای فوق اندکی متفاوتند و نمی توان به عنوان آماری مطمئن و قابل وثوق به آن ها نگریست. با این وجود وب سایت رسمی صندوق جمعیت سازمان ملل متحد به روز ترین آمار را ارائه نموده است.

این تنوع زبانی در ایران نیازمند برنامه ریزی دقیق دولتی است. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به عنوان سند پایه ای حقوق ملی، در اصل 15 این قانون ضمن به رسمیت شناختن زبان های بومی و محلی بیان می دارد: «زبان‏ و خط رسمی‏ و مشترک‏ مردم‏ ایران‏ فارسی‏ است‏. اسناد و مکاتبات‏ و متون‏ رسمی‏ و کتب‏ درسی‏ باید با این‏ زبان‏ و خط باشد ولی‏ استفاده‏ از زبانهای‏ محلی‏ و قومی‏ در مطبوعات‏ و رسانه‏ های‏ گروهی‏ و تدریس‏ ادبیات‏ آنها در مدارس‏، در کنار زبان‏ فارسی‏ آزاد است‏».

در حقیقت قانون اساسی با درنظر گرفتن چنین حقی برای گویشوران زبان های بومی و محلی سعی در جلوگیری از حذف این زبان ها یا انقراض آن ها گرفته است. البته باید اذعان نمود که حفظ و بقای یک زبان تنها معلول اقدامات دولت و حکومت نیست یعنی یک سوی این واقعیت را دولت به عهده دارد و سر دیگر آن به دست خود آن ملت و قوم است.

به بیان بهتر دولتها موظفند با رسمیت بخشیدن به زبان های محلی و بومی در کتب درسی مناطق مورد استعمال آن زبان را حفظ کنند و ملت ها نیز موظفند با حفظ زبان بومی خود آن را همواره زنده نگاه دارند. مسئولین مملکتی، متولیان امر آموزش و پرورش و آموزش عالی، دست اندرکاران امور فرهنگی، صدا و سیما، مطبوعات، افراد تحصیلکرده، شخصیت های معتبر و صاحب نفوذ، محققان و نویسندگان به ویژه زبان شناسان و جامعه شناسان و خود والدین هر یک می توانند سهم مهمی در این امر داشته باشند.

کلام آخر آن که آنچه فرهنگ گذشتگان را به نسل حاضر پیوند می زند، همین زبان است. زبان بخشی از هویت قومی و نزادی یک ملت به حساب می آید، از این رو مرگ زبان تنها از یمان رفتن یک ابزار ارتباطی نیست، بلکه مرگ یک فرهنگ با تمام گذشته و دیرینه آن و مرگ یک ملت با تمام هویت قومی، تاریخی، فرهنگی و مذهبی آن است.

گروه مطالعات حقوق بشر گزارشگر

 

 

 

نظرات

chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.

آخرین اخبار