امروز : 24 مرداد 1397

برده داری در موازنه ی حقوق بشر و عدالت

چهارشنبه 12 آذر 08:49
برده داری از دیرباز در جوامع انسانی به چشم می خورد؛ تاریخ گواه آن است که همواره انسان های مظلوم، کم توان و یا ناتوان از سوی بخشی از توانمندان جامعه بشری مورد سوءاستفاده و استثمار قرار می گرفتند.
برده داری در موازنه ی حقوق بشر و عدالت
به گزارش سایت گزارشگر، برده داری از دیرباز در جوامع انسانی به چشم می خورد؛ تاریخ گواه آن است که همواره انسان های مظلوم، کم توان و یا ناتوان از سوی بخشی از توانمندان جامعه بشری مورد سوءاستفاده و استثمار قرار می گرفتند. 
به زعم برخی فلاسفه همچون توماس هابز، ماکیاول و ... علل وقوع این پدیده بشری ریشه در طبیعت انسان دارد؛ از آنجایی که «انسان گرگ انسان است»، فلذا آن که قدرتمندتر است ضعیف تر را به کار می گیرد و از منافع آن بهره مند می شود و این بر سرشت بشر استوار است. در نقطه مقابل، برخی دیگر انسان را فطرتاً و ذاتاً متعالی و نوع دوست دانسته و معتقدند برده داری و استثمار زاییده انسان های جاه طلب و ظالمی بوده که سعی می نمودند از جاده انسانیت منحرف شوند و از توان و قدرت نفوذ خود سوءاستفاده کنند.
آنچه در مباحث مربوط برده داری حائز اهمیت است، زمانه ای است که دیگر بشر نتوانست این زیاده خواهی و استثمار را تحمل نماید و بدین ترتیب خط بطلانی بر پدیده برده داری کشید. لغو برده داری (Slavery Abolition) تاریخ همزمانی را در کشورها تجربه ننموده، برخی تواریخ نخستین تلاش ها برای لغو برده داری را به قرن سوم پیش از میلاد باز می گردند که در حوزه امپراطوری موریا یا مائوریا اتفاق افتاده بود البته در آن زمان برده داری به طور مطلق لغو نشد بلکه خرید و فروش برده ممنوع شده بود.
در تاریخ نگاری مدرن، سال 960 میلادی نخستین تاریخ لغو برده داری است که در طی آن دوک ونیز «پیترو کاندیانو چهارم» ممنوعیت برده داری را اعلام نمود. زان پس در سراسر جهان حکومت ها یکی پس از دیگری خرید و فروش برده و استثمار بردگان را ممنوع نمودند.
اگرچه برده داری در شکل کلاسیک و سنتی آن محو و ناپدید گشت اما نفس زیاده خواه و استثمارگر برخی از توانمندان نمی توانست نبود آن را برتابد به همین جهت شکل نوینی از برده داری در روابط انسان ها متجلی شد. ظهور و بروز دوران استعمار و غلبه کشورهای اروپایی و امریکا بر قاره افریقا و برخی کشورهای آسیایی فصل نوینی از برده داری را در دفتر قدمت بشر به ثبت رسانید. 
پس از فروپاشی امپراطوری ها و شکل گیری دولت – ملت ها و پس از آن حکومت های مقتدر مرکزی، غلبه ایده رئالیسم (واقع گرایی) به وضوح قابل مشاهده است. در آن دوران فلسفه فکری رئالیسم با تمام قوا عرصه تعاملات اجتماعی و بین المللی انسان را در می نوردید و مولفه هایی نظیر حکومت، دولت، انسان و روابط دولت با شهروندان را تحت تاثیر مفاهیم خاص خود می نمود. فلسفه رئالیسم معتقد بود که انسان ذاتاً شرور است و به جهت وجود حرص و آز در نهاد او، به آنچه به وی تعلق ندارد نیز دست درازی می کند به همین جهت حکومت به عنوان تنها قدرت کنترل گر باید، اتباع خود را به انقیاد درآورد.
همان گونه که ملاحظه می گردد در این حوزه فکری دیگر رابطه انسان با انسان مطرح نیست و برده داری نوین در سطح ملی به رابطه و به عبارتی تسلط کامل حکومت و دولت بر مردم اطلاق می شود. در سطح بین المللی نیز برده داری نوین عبارت است از تسلط قدرت های برتر بر کشورهای ضعیف.
در واقع بررسی جامعه شناختی، تاریخی، فلسفی، حقوقی و ... گواه آن است که برده داری در طول زمان محو نشد بلکه از شکلی به شکل دیگر تطور یافت. با ورود ادبیات جدیدی چون نظام جمهوری و حکومت مردم سالار، انسان هایی که تا دیروز در پیکر امپرطور، سلاطین، ارباب و ... به صورت انفرادی بر بخشی از انسان ها حکم رانده و آنان را تحت انقیاد خود در می آوردند، دیگر نه در قالب یک فرد بلکه در صورت طبقه ای از افراد با عنوان دولت و حکومت بر سایر اقشار مردم غلبه یافتند و امور ایشان را به دست گرفتند.
البته منظور از بیان این عبارات نفی و طرد حکومت و دولت و مدیریت نمایندگان مردم نیست، بلکه منظور تشکیل نظامی است که در ظاهر با شعارهایی مانند مردم سالاری، حقوق بشر و احترام به حقوق شهروندان، و در باطن با تبیین مجموعه حقوق و تکالیفی از انسان ها به صورت برده گان نظام سرمایه داری و یا کمونیستی بهره می برد.
همین دولت ها و حکومت ها در مواجهه با عرصه بین المللی به دنبال انقیاد و سلطه بر سایر ملل و دول هستند. اگرچه نمی توان صراحتاً روابط بین المللی امروز را با عنوان برده داری مطرح نمود اما ماهیت حقیقی آن برده داری است. 
در سال 1808 میلادی، تجارت بین المللی برده (در شکل سنتی آن) ممنوع شده بود اما این امر در ایالات متحده نسبت به سیاه پوستان همچنان بر قرار بود. ظلم و بهره کشی فراوان بر این انسان های بی گناه تا سال ها ادامه داشت تا اینکه در بحبوحه جنگ های شمال و جنوب امریکا و با اعتراضات گسترده سیاه پوستان، در 31 دسامبر 1862 میلادی، آبراهام لینکلن رئیس جمهور وقت امریکا رسماً برده داری را لغو نمود و در سال 1865 آن را در متمم سیزدهم قانون اساسی ایالات متحده گنجاند.
در باور و منظر ناظران داخلی و خارجی تاریخ 31 دسامبر 1862 نقطه پایانی بر برده داری سنتی در امریکا بود، اما ظلم و بهره کشی نسبت به سیاه پوستان همچنان پنهان و آشکار ادامه یافت. برده داری نوین امریکا در قبال سیاه پوستان متضمن کار اجباری و  شلاق زدن نیست اما سیاه پوست امریکایی امروز طعمه مخاصمات اجتماعی و متهم ردیف اول جرم های ارتکاب نایافته ای است که در جامعه امریکایی تصویر می شود.
وقایع فرگوسن، قتل سیاه پوستان از سوی نیروهای پلیس، ایجاد تصویر رعب آور و تهدیدآمیز در رسانه ها از سیاه پوستانی که بسیاری از ایشان نسل ها است در ایالات متحده زندگی می کنند تنها گوشه ای برآمده از عمق مظالمی است که بر این نژاد می رود.
انگلیس یکی دیگر از کشورهای پیشتاز در لغو برده داری است که تاریخ الغای برده داری آن به 1102 بعد از میلاد باز می گردد. این کشور نیز امروز شکل جدیدی از برده داری را بر شهروندان خود اعمال می کند. به گزارش خبرگزاری های متعدد و همچنین اسناد معتبر بین المللی از سوی نهادهای ناظر حقوق بشر، بحران بهره وری جنسی و همچنین برده داری نوین در انگلیس به صورت فزاینده ای نگران کننده است.
 در حال حاضر کارگران مهاجر بسیاری در این کشور به صورت تمام وقت و بدون دستمزد کافی به کار اجباری گمارده می شوند. زنان و کودکان بی شماری به صورت غیرقانونی وارد این کشور شده و از سوی افراد سودجو مورد تجاوزات جسمی و جنسی قرار می گیرند.
درسرزمین های تحت تسلط رژیم نامشروع اسرائیل نیز، برده داری بیداد می کند. در این سرزمین هزاران سیاه پوست اریتره ای و سودانی مهاجر از حداقل حقوق انسانی خود محرومند و برای زنده ماندن به کارگری در ساعات طولانی و با حداقل دستمزد تن می دهند.
به علاوه قاره افریقا با میلیون ها انسان گرسنه، فقیر و بی بضاعت مکان مناسبی برای استثمار همه جانبه قلمداد می شود. بسیاری از کشورهای زور مدار از جمله ایالات متحده آزمایشات پزشکی غیرقانونی خود را بر روی سیاه پوستان افریقایی انجام می دهند. طبق اسناد منتشر شده دولتی جمعیت سیاه پوستان افریقا جمعیت مناسبی برای انجام این آزمایشاتند و به همین جهت بیماری های ناشناخته ابتدا از این قاره سر بر می آورد. اگر نتوان استفاده از جان، حیات و سلامت انسان ها را برده داری نامید، پس چه عنوان برای آن مناسب است؟
علی رغم بیان نمودن مطالب فوق، به نظر می رسد برده داری تنها منحصر در استفاده از جسم و جان انسان ها و نیرو و توان بدنی ایشان نیست، برده داری نوین در سیستم سرمایه داری و اقتصادی معانی متعددی دارد. بانک ها و موسسات مالی و اعتباری با اعطای وام های متعدد و سنگین به شهروندان هر روز فربه تر شده و از شهروندان به عنوان برده گان خویش بهره می برند. 
در این نظام پولی و اعتباری، هر انسانی برای بقاء نیازمند چرخش سود و سرمایه است. عرصه تولید و خدمات به پشتوانه نیاز دارد و این پشتوانه در قالب وام بانکی اعطاء می گردد. وام های بانکی با سودهای سرسام آور خود رفته رفته بر تعداد بدهکاران بانکی می افزایند و همین امر سبب می شود بدهکاران بانکی برای تسویه وام های متقدم خود به گرفتن وام های جدید روی آورند. این روند بدهکاران را روز به روز ناتوان تر و بانک ها و موسسان مالی و اعتباری را روز به روز ثروتمندتر می کند.
برده داری نوین امروز منحصر در نژاد سیاه پوست نیست. هم اینک بسیاری از شهروندان در سراسر دنیا به واسطه قوانین و قواعد مالی و اقتصادی منطبق با نظام سرمایه تن به برده داری داده اند. به علاوه این پدیده فقط به بهره کشی جسمی باز نمی گردد، برده داری نوین فکر، اندیشه، توان و ظرفیت انسان و جسم و جان وی را توامان به تاراج می برد.
این حقیقت تلخ و انکارناکردنی است که حتی سازمان ملل متحد، سازمان بین المللی کار و اشخاص مسئول و نهادهای مرتبط بدان اذعان دارند.
«ناوی پیلاوی» کمیسر بلندپایه سازمان ملل در حوزه حقوق بشر، بردگی را «یک جنایت علیه بشریت» می خواند که «زندگی انسان ها و جوامع را ویران می کند و با وجود به رسمیت شناختن جهانی لغو آن، عامل رنج 27 میلیون نفر در عصر کنونی است.» این مقام حقوق بشر هشدار داده است که بحران کنونی اقتصادی جهان می تواند بر شمار افراد برده در جهان بیفزاید.
روز جهانی لغو برده داری در سازمان ملل متحد همه ساله در تاریخ 2 دسامبر (مصادف با 11 آذر 1393) برگزار می گردد. در واقع در تاریخ 2 دسامبر 1949 مجمع عمومی سازمان ملل متحد با تصویب قطعنامه 317/4 منع قاچاق انسان و بهره کشی جنسی را با عنوان روز لغو برده داری اعلام نمود.
محور اصلی و هدف تعیین چنین روزی به عنوان روز الغای برده داری، از بین بردن انواع شیوه های برده داری نوین از جمله قاچاق انسان، سوءاستفاده و بهره کشی جنسی، کار اجباری کودکان، ازدواج اجباری و استفاده اجباری از کودکان در مخاصمات مسلحانه عنوان شده است. 
مقامات سازمان ملل متحد در آستانه این روز اعلام نموده اند: «با وجود گذشت بیش از 200 سال از زمان لغو رسمی بردگی، هنوز این شیوه استثمار و بهره کشی از انسان ها به تاریخ نپیوسته و یک واقعیت جاری است... بردگی اکنون در نقاط مختلف دنیا به شکل های گوناگون و وحشیانه، در حال ظهور و گسترش است».
سازمان ملل و سازمان بین المللی کار در گزارش مشترک خود معتقدند که بردگی یک پدیده جهانی است که به همان اندازه که بر کشورهای فقیر تاثیر می گذارد، در کشورهای ثروتمند نیز جریان دارد.
در متن این گزارش ذکر شده که در حال حاضر بیش از 21 میلیون نفر اعم از مرد، زن و کودک هر روز در نظام بردگی و در شرایط بردگی بسر می برند و بردگی آنها به همه ی شیوه ها اعم از اشکال سنتی یا مدرن با توجه به تقاضای بازار رو به افزایش است. کار اجباری، یکی از مهم ترین اشکال بردگی در عصر کنونی است که به گفته ی سازمان بین المللی کار، در حال حاضر حدود 12 میلیون و 300 هزار نفر در جهان گرفتار آن هستند.
قربانیان این شیوه ی بردگی، همواره افراد بسیار ضعیف و فقیر جامعه هستند و از کارگران مهاجر که برای پرداخت بدهی های خود به باندهای قاچاق روی می آورند تا زنان و دختران مجبور شده به فحشا را در برمی گیرد. گزارش سازمان ملل تاکید دارد که بردگی در عصر جدید ناشی از فقر، طرد اجتماعی، به حاشیه راندن افراد، فقدان دسترسی به آموزش و وجود فساد در جامعه است.
امروز 11 آذر 1393 مصادف با 2 دسامبر 2014 میلادی به عنوان روز جهانی لغو برده داری در صورتی برگزار می شود که به زعم ناظران بین المللی برده داری همچنان ادامه دارد.
گروه مطالعات حقوق بشر گزارشگر
 

نظرات

chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.

آخرین اخبار