امروز : 24 مرداد 1397

همراه شو عزیز که این درد مشترک، هرگز جدا جدا درمان نمی شود

به مناسبت روز همبستگی با مردم فلسطین
همراه شو عزیز که این درد مشترک، هرگز جدا جدا درمان نمی شود
به گزارش سایت گزارشگر، مسئله فلسطین به عنوان یکی از مهم ترین مسائل جهان اسلام، سال ها است که دغدغه اصلی همه آزادگان عالم به شمار می آید؛ ملتی که در اوج مظلومیت مورد هجوم دولتی غاصب قرار گرفته و در طی سالیان رنج آوارگی، درد و رنج، ناامنی و ... را متحمل شده است.
 29 نوامبر 1947 تاریخ مشترکی است که تقویم های جهان از شمسی تا قمری و میلادی آن را به عنوان «روز جهانی همبستگی با مردم فلسطین»  به رسمیت شناخته اند و آزادگان سراسر جهان از هر اعتقاد و منشی، با وجدانی آگاه و بیدار بر لزوم حمایت و دفاع از ملت بی دفاع فلسطین تاکید ورزیده اند.
تاریخچه شکل گیری و اشغال فلسطین نمایان گر فراز و فرودهای بسیاری است. سرزمین فلسطین همواره در طول تاریخ به عنوان ارض موعود یهود مورد توجه بود، اما تشتت و پراکندگی یهودیان و تفرقه میان ایشان و عدم پیروی از پیامبران الهی مانع از تشکیل یک ملت، دولت و حکومت مرکزی یهودی می شد و آنها به صورت پراکنده و اقلیت در میان سایر اقوام و ملل می زیستند. نخستین تلاش ها برای اسکان مجدد یهودیان در سرزمین فلسطین در زمان ناپلئون بناپارت صورت گرفت. وی سعی نمود تا با گرفتن سرزمین فلسطین از امپراطوری عثمانی نظر خانواده های یهودی اقلیت و ثروتمند کشور خود را با خویش همراه سازد، اما در گرفتن فلسطین توفیقی نیافت.
 در سال های پایانی جنگ جهانی اول همچنان فلسطین، بخشی از امپراطوری عثمانی تلقی می شد و یهودیان در پی تصرف آن بودند. پس از جنگ جهانی اول و فروپاشی امپراطوری عثمانی، سازوکاری که در جامعه ملل با عنوان قیمومیت تعیین شده بود، قیمومیت سرزمین فلسطین را تا هنگامی که ملت آن بتوانند به تنهایی و بدون کمک کشور قیم به حیات بین المللی خود ادامه دهند به بریتانیای کبیر سپرد. انگلیس در مدت پذیرش قیمومیت، راه مهاجرت عده زیادی از یهودیان را به فلسطین گشود و رفته رفته بر تعداد سکنه یهودی فلسطین افزوده شد و درگیری میان یهودیان و اعراب ساکن فلسطین بر سر تصرف اراضی آن بالا گرفت.
مرزهای ارضی فلسطین تحت قیمومت، به خصوص مرز شرقی آن با ابزارهای مختلفی از جمله تفاهم نامه انگلیسی 16 سپتامبر 1922 و معاهده انگلیسی ترانس اردنی 20 فوریه 1928 تعیین شد. در سال 1947 انگلستان اعلام نمود که قصد دارد تا 1 آگوست 1948 خاک فلسطین را تخلیه کند و اندکی بعد اعلام نمود که این تخلیه تا تاریخ 15 می 1948 انجام خواهد پذیرفت. در این میان در تاریخ 29 نوامبر 1947 مجمع عمومی سازمان ملل متحد با تصویب قطعنامه 181 به منظور تعیین دولت آینده فلسطین، توصیه نمود که انگلستان و سایر دول معظم متعاهد طرح تفکیک و تقسیم فلسطین را رسما شناسایی کرده و بپذیرند.
در واقع بر مبنای طرح تقسیم اراضی، فلسطین به دو بخش، تحت حکومت دو دولت مستقل عربی و یهودی تقسیم می شد و برای اورشلیم نیز رژیم بین المللی خاصی مقرر می گشت. جمعیت عرب ساکن فلسطین و دول عربی با این طرح به مخالفت پرداختند و مدعی شدند که این طرح ناعدلانه است. در 14 می 1948، اسرائیل بر مبنای قطعنامه 181 مجمع عمومی اعلام استقلال نمود و در پی آن جنگ اعراب و اسرائیل آغاز شد و عملا طرح تفکیک هیچ گاه اجرا نشد.
پس از آن در تاریخ 16 نوامبر 1948 شورای امنیت سازمان ملل متحد با تصویب قطعنامه 62 مبنی بر آتش بس در تمامی بخش های فلسطین اعلام نمود که طرفین درگیری (اسرائیل و برخی دول عربی) باید در پی ایجاد توافقی برای پایان دادن به این مخاصمات باشند. سپس مذاکراتی برای حل بحران از سوی سازمان ملل ترتیب داده شد تا اینکه در سال 1949 میان اسرائیل و دول عربی همسایه توافقاتی حاصل گشت. یکی از مهم ترین این موافقتنامه ها میان اسرائیل و اردن به امضاء رسید که در ماده 5 و 6 آن خط آتش بسی با عنوان «خط سبز» میان اعراب و اسرائیل معین شد. این خط سبز مرزی میان اعراب و اسرائیل در سرزمین فلسطین ایجاد می-نمود.
در درگیری های مسلحانه سال 1967، نیروهای مسلح اسرائیل تمامی سرزمین فلسطین را به اشغال خود درآوردند. متعاقب این اشغال در 22 نوامبر همان سال شورای امنیت با تصویب قطعنامه 242 با تاکید بر ناروایی تصرف سرزمین به وسیله جنگ، اعلام نمود که نیروهای مسلح اسرائیل باید از سرزمین اشغال شده در جنگ اخیر خارج شوند و به وضعیت تجاوز پایان دهند. 
از آن زمان تاکنون اسرائیل اقدامات متعددی در تغییر وضعیت سرزمین اشغالی فلسطین انجام داده است و اگرچه در این میان شورای امنیت سازمان ملل با صدور قطعنامه هایی این اقدامات را ذیل فصل ششم منشور (یعنی در قالب توصیه و نه اجبار و الزام) محکوم نموده است؛ اما همچنان فلسطین در چنگال دولت غاصب اسرائیل باقی مانده.
از جمله مهم ترین اقدامات اسرائیل تصرف شهر اورشلیم و اعلام آن به عنوان مرکز دولت خویش در 30 جولای 1980 بود. شورای امنیت سازمان ملل در قطعنامه 478 به تاریخ 20 آگوست 1980 این اقدام اسرائیل را به عنوان نقض حقوق بین الملل اعلام نمود و چنین عملی را غیرمعتبر دانست. در پی این وقایع در 26 اکتبر 1994 پیمان صلحی میان اسرائیل و اردن به امضا رسید و به تعیین مرز میان این دو کشور پرداخت که محل تاسیس دیوار حائل را مشخص می نمود. مطابق با ضمیمه نخست این موافقتنامه به جز سرزمین هایی که در طی مبارزات 1967 به تصرف نیروهای اسرائیلی درآمده بود، این خط مرزی مرز اسرائیل با کشور اردن را معین می ساخت.
پس از سال 1993 چندین موافقتنامه میان اسرائیل و سازمان رهایی¬بخش فلسطین به امضاء رسید که مبین تعهدات طرفین نسبت به یکدیگر بود. نتیجه آن که در طی این سال ها نه تنها اسرائیل هیچ گونه توجهی به قطعنامه های شورای امنیت ننمود بلکه پس از درخواست نظر مشورتی مجمع عمومی سازمان ملل متحد از دیوان بین المللی دادگستری در خصوص مشروعیت یا عدم مشروعیت ساخت دیوار حائل در سرزمین اشغالی فلسطین و محکومیت صریح اسرائیل از سوی این دیوان؛ به حکم مذبور وقعی ننهاد و با نقض مداوم حقوق بشر، حقوق بشردوستانه، معاهدات دو و چندجانبه و سایر اصول و قواعد حقوق بین الملل ناکارآمدی هر چه بیشتر نهادهای بین المللی حافظ صلح و امنیت بین المللی را به منصه ظهور رسانید.
مجمع عمومی سازمان ملل متحد در 2 دسامبر 1977، روز تصویب قطعنامه 181 با موضوع طرح سازمان ملل برای تجزیه فلسطین میان اعراب و اسرائیل را که در 29 نوامبر 1947 به وقوع پیوسته بود به عنوان «روز همبستگی با مردم فلسطین» اعلام نمود. تاکید این مجمع بر واژه «مردم» به جای «ملت»، جای بسی تامل دارد. به نظر می رسد که تجویز چنین واژه ای برای تحمیل این نظر است که اساسا از تاریخ سپردن قیمومیت فلسطین به بریتانیا تاکنون هیچ¬گاه این مردم نتوانسته اند در حد و اندازه یک ملت که از حق تعیین سرنوشت برخواردارند ظهور و بروز یابند و هرگز نمی توانند دولت مستقلی برای خود تشکیل دهند. 
پرسش اساسی آن است که آیا تعیین تاریخ تصویب قطعنامه تقسیم، زمان مناسبی برای تعیین روز همبستگی با مردم بی دفاع و مظلوم فلسطین است؟ آیا تصویب این قطعنامه خود مسیر اشغال سرزمین فلسطینیان را برای اسرائیل هموار ننموده؟ باید از مجمع عمومی سازمان ملل متحد پرسید که چگونه روز همبستگی با ملتی را به رسمیت می شناسد که سال ها قبل خود راه اعمال مظالم متحمل بر آن را گشوده است؟ چگونه می توان قلب های فسرده هزاران هزار مادر، همسر، زن، مرد، کهن سال، جوان و کودک فلسطینی را که به جهت سال های اشغال وطن آواره شده و یا در زیر حملات مکرر دولت غاصب صهیونیستی جان خود را از دست داده است جبران نمود؟ 
آیا فریاد دادخواهی و ظلم ستیزی این مردمان تفتیده در رنج و درد را باید نادیده گرفت و یا با بزرگداشت آن در یک روز نمادین که اتفاقا روز فنا و نابودی آن به دست نهادی بین المللی است برگزار نمود؛ به زعم خود تکلیف را انجام شده تلقی کرد؟
خیر، بی تردید روزی فراخواهد رسید که جهان به قضاوت اعمال دولت اشغالگر اسرائیل و ناکارآمدی و غفلت و حتی قصور و تقصیر نهادهای حافظ صلح و امنیت بین المللی خواهد نشست و به جای اعلام همبستگی با ملت فلسطین، روز مبارزه با دولت ظالم اسرائیل را اعلام خواهد نمود.
 
گروه مطالعات حقوق بشر گزارشگر
 

نظرات

chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.

آخرین اخبار