امروز : 24 مرداد 1397

یازده سپتامبر ، چالش تروریسم بومی و آغاز عصر نوین تعریف دشمن

یکشنبه 23 شهريور 11:37
می گویند حادثه ۱۱ سپتامبر مانند حمله ژاپن به بندر پرل هاربور، تاریخ ایالات متحده را تغییر داده است. این همسانی تاریخی بر وجه شباهت «استفاده از ضربه» استوار است.
یازده سپتامبر ، چالش تروریسم بومی و آغاز عصر نوین تعریف دشمن
به گزارش سایت گزارشگربه نقل از بشریت، زمانی که ژاپن در دسامبر ۱۹۴۱ به ناوگان دریایی امریکا در بندر پرل هاربور حمله کرد، ایلات متحده را رسما وارد جنگ نمود. هرچند  ناوگان دریایی امریکا در اقیانوس آرام از بین رفت،  اما این کشور را شریک غنائم فراوان پس از جنگ نمود. امریکا بعدها انتقام این حمله را از ژاپن گرفت؛ زمانی که اتم را در جنگ آزمود و پایان دومین نبرد جهانی را اعلام کرد.
 ژاپنی ها، امریکای دور از جغرافیای جنگ را وارد معادله ای نمودندکه با سود فراوانی که داشت، اما زیانی خاک این کشور را تهدید نمی کرد. آن هم به دلیل فاصله زیاد امریکا از مناطقی بود که جنگ در آن، در حال وقوع بود. همه می دانند که جنگ جهانی دوم تودیع امپراتوری بریتانیا و معارفه قدرت تازه نفس انگلوساکسون های مهاجر امریکا بود.
۱۱ سپتامبر  ۲۰۰۱، امریکا برای اولین بار در تاریخ، در خاک خودش مورد حمله قرار گرفت. نیویورک و واشنگتن به فاصله دقایقی توسط هواپیماهای ربوده شده هدف قرار گرفتند. هواپیماهای غول پیکر به مرکز وزارت دفاع و برج های تجارت جهانی برخورد کرد. هواپیمای بعدی در راه رسیدن به کاخ سفید سقوط کرد. کاخ را تخلیه کردند و بزرگترین مرکز تجاری جهان تعطیل شد. 
شب 11 سپتامبر پرچم سیاه  به نشان اندوه و پرچم زرد به نشان وطن دوستی در دست امریکایی ها دیده می شد. در کنار آن، پرچم امریکا به نماد ملی گرایی و اعلام درد مشترک مردم در سراسر این کشور به چشم می خورد. توامانی ملی گرایی و اندوه، ایالات متحده را وارد دوران جدیدی از حضور در عرصه سیاست های جهانی نمود.  درست به مانند ناوگان دریایی بندر پرل هاربور، برج ها ساخته شدند. حتی مرکز تجارت جهانی مرتفع تر از پیش ساخته شد. تنها تغییر، یادمان آن حادثه بود که در کنار پنتاگون ساخته شد. در این میان  اما امریکا تعریف جدیدی از سیاست تداوم هژمونی خود، ارائه داد. 
تصویر امریکا برای مردم جهان تصویری آشناست. کاخ سفید، پنتاگون و منهتن هرکدام برندی مشخص در ذهن ملل جهان است. وقتی برج های دوقلو فروریخت، ذهن جهانی درگیر چنین رویدادی شد. از سوی دیگر فاصله جغرافیایی امریکا و نیز بی سابقه بودن حمله به خاک این کشور، شدت خطر تروریسم و امکان نزدیکی آن را نشان می داد. 
در این میان خونی تازه به جریان سیاستگذاری امریکا تزریق شد. زمانی که مردم این کشور برای نخستین بار خود را در مواجهه با تروریسم دیدند و پس کشته شدن 2974 نفر پرچم امریکا را با چشمانی گریان در دست گرفتند، پشتوانه راست گرایی افراطی در امریکا را برای برخورد با تروریسم در سطح جهان، بدرقه کاخ سفید کردند. اقدام امریکا پس از ۱۱ سپتامبر، دیگر، تلاش برای گسترش لیبرال دموکراسی نبود؛ بلکه دفاع مشروع و بازدارندگی برای امنیت ملی ایالات متحده محسوب می شد. از سوی دیگر زمانی که مردم جهان یک سکانس از هالیوود را به طور حقیقی و زنده بر صفحه نمایش دیدند، خطر تروریسم و هم دردی با مردم امریکا و ضرورت مقابله با آن پشتوانه جهانی را برای سیاستگذاری در تعریف تروریسم و نبرد با آن، ایجاد نمود. پس از آن قوانین بسیاری از کشورها در برخورد با تروریسم مورد بازنگری قرار گرفت. 
اما در این میان ۱۹ نفری بودند که اصلی ترین معنای ۱۱ سپتامبر و سال های پس از آن را وارد ادبیات سیاسی و اجتماعی جهان نمودند. ۱۵ نفرشان تبعه عربستان بودند. دو نفر مصر و یک نفر امارات متحده عربی و یک نفر لبنانی بود. همه آنها باهم می شدند القائده.  القائده در آن روزها سناریوی را کلید زد که بعدها از زبان یک شهروند امریکایی مطرح شد. زمانی که فیصل رئوف از فعالان گفتگوی ادیان در امریکا، قرار شد مرکز اسلامی قرطبه را دو کوچه پایین تر از برجهای تجارت جهانی بسازد، موجی از تظاهرات ضد اسلام در نیویورک به راه افتاد. یکی از شهروندان امریکایی پلاکاردی در دست داشت که روی آن نوشته شده بود: «آنچه باید از اسلام می دانستیم، از ۱۱ سپتامبر آموختیم».  
 در این سناریو، اسلام و تروریسم در وسعتی جهانی قرابتی تهدید کننده برای ملت ها ایجاد نمودند. امریکا به همراه ائتلافی از کشورهای غربی به افغانستان حمله کرد و امارت اسلامی طالبان فروپاشید. بعدها بر مبنای فضای همسانی اسلام و تروریسم  و نیز بازدارندگی در مقابله با تروریسم، به عراق آمد و حزب بعث به فاصله چند روز عراق را تسلیم نمود. 
سرباز امریکایی صدام حسین را از مخفیگاهش بیرون آورد و پایش را روی گردن یکی از دیکتاتورترین رهبران خاورمیانه گذاشت و چند روز بعد آزمایش دی ان ای ثابت کرد که او واقعا صدام بوده است و روزی دیگر چند کماندو او را در اتاقی به دار آویختند. پس از آن بن لادن رهبر القائده نیز در حملات امریکا کشته شد؛ زمان خروج فرا رسید و ماموریت انتقام از آن ۱۹ نفر به پایان رسیده بود. ماجرا، پایان یافته به نظر می رسید تا اینکه همان حزب بعث دروازه های موصل را بر روی یاران تروریست های 11 سپتامبر و زندانیان امریکا در گوانتانامو گشود. 
هرچند امریکا با هزینه های سنگین مالی پس از سال ها از این دو کشور خارج شد، اما  همسانی اسلام و تروریسم را به عنوان یکی از ارکان تداوم هژمون تعریف نمود. در این میان فضای آرام دوران پس از انتقام ۱۱ سپتامبر نیاز به تلنگری داشت که طوفانی شدید به پا کند. 
امریکا فضای ذهنی قرابت اسلام و تروریسم را برای مقابله با یک عینیت واهی به کار برد. اوج این امر در ماجرای سوریه اتفاق افتاد . طمع امریکا از تداوم استفاده از فضای ذهنی ایجاد شده علیه اسلام، پس از حادثه ۱۱ سپتامبر، برای منافع مشخصِ خارج از مواجهه با تروریسم حقیقی، موجب بیدار شدن نارنجی پوشان گوانتامو شد.
 در بحران سوریه ضرورت مقابله با نظام سوریه جهت ضربه زدن به اسلامی که نه تنها مخالف ترور است بلکه معترض همیشگی به اشغال فلسطین و نادیده گرفتن حق یک ملت برسرزمینشان بوده است و هرگز مصداق مفهوم تروریسم به شمار نمی رود، موجب شد تا غرب به هر قیمتی به مقابله با حکومت سوریه برخیزد. 
در این میان به مدت دوسال دوستان و عقبه فکری همان ۱۹ نفر با امکانات غرب و مراکز فکری و عملیاتیشان چون عربستان و قطر به هزاران نفر مسلح تبدیل شوند و در اشتباه استراتژیکی غرب در ارائه مصداق جعلی برای مفهوم تروریسم، بزرگترین چالش ایالات متحده و غرب را در مواجه با ترور ایجاد کنند. 
جریان سلفی تکفیری با نمود گروه خشن و مجهز و گسترده داعش سر بر آورد. این خطای تاریخی زمانی که تروریسم با بی سابقه ترین نوع جنایت وارد عراق شد، خود را نشان داد. وقتی اولین تبعه امریکا پس از گذشت 13سال از ۱۱ سپتامبر سر بریده شد و تصاویر آن با پیامی به کاخ سفید ارسال گشت، دور میان تروریسم و بهره برداری از ترور خود را آشکار نمود. 
غرب در سیاست تعیین مصداق برای یک مفهوم(مفهوم تروریسم)که آن هم نتیجه تعمیم ناعادلانه القائده به اسلام بود، اینک خود را  با تروریسمی به شدت گسترده و خشن مواجه می بیند. اما آنچه شکست این سیاست را نشان می دهد آن است که سر خبرنگاران امریکایی را یک انگلیسی بریده است. پارلمان انگلیس قانونی تصویب کرد که در آن اجازه ورود شهروندان انگلیسی که به داعش پیوسته اند را به کشور ندهد. سپس داعشی ها یک امریکایی دیگر را به دست انگلیسی دیگری سر بریدند و خبرنگار انگلیسی را قربانی بعدی خواندند. اخیرا انگلیسی های داعشی گفته اند که می خواهد به سرزمینشان باز گردند و تهدید کرده اند که به کامرون لباس نارنجی خواهند پوشاند و سرش را مانند فولی خواهند برید.
 پیش از ین هم داعش به امریکا گفته بود: با شما در نیویورک ملاقات می کنیم. اینکه می خواهند به دیویدکامران لباس نارنجی بپوشانند، به دلیل آن است که در گوانتانامو لباس نارنجی پوشیده اند . داستان «انتقام زندانی تروریست از زندان بان منتفع از تروریسم است». در واقع ۱۴ سال پس از ۱۱ سپتامبر ، برخورد هواپیماها با برج های زیبای منهتن گسترش یافته و در حال  تبدیل شدن به یک تروریسم بومی برای غرب است.  ائتلاف علیه داعش، ترس از این بومی شدن است.
غرب و امریکا با چالشی جدید مواجه است که شاید آغازش ۱۱ سپتامبر باشد و شاید زمانی که از گروه های خشن افراط گرا برای خروج شوروی از افغانستان کمک گرفت. اگر بندر پرل هاربور و ۱۱ سپتامبر تاریخ امریکا را تغییر داد، خاورمیانه ۲۰۱۴ و امریکایی نارنجی پوش، علاوه بر آنکه امکان جدایی تروریسم از حقیقت اسلام را فراهم می کند،  آغاز عصر نوین غیرسازی و تعریف دشمن برای غرب و امریکا خواهد بود. چرا که هویت مشخص جریان های تروریستی کنونی در خاورمیانه، بستر ایجاد شده در 11 سپتامبر را به چالش کشیده است. 
 
 
خدیجه حجتی
 
 

 

نظرات

chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.

آخرین اخبار