امروز : 03 فروردين 1398
حسن نافعه در الحیات انگلیس نوشت:

مدیریت متفاوت آمریکا در بحران های منطقه

جمعه 05 خرداد 01:34
موضع گیری های ترامپ بیش از آن که نشان دهنده تغییر واقعی در سیاست ها باشد، نشان دهنده رفتارهایی است که تمایل موسسات تصمیم گیرنده آمریکایی را برای به خدمت گرفتن «پدیده ترامپیسم» و بهره برداری از شرایط روانی ایجاد شده توسط این پدیده را برای استفاده از فرصتی سیاسی که قبلا در دسترس نبوده است، آشکار می‌کند.
مدیریت متفاوت آمریکا در بحران های منطقه

به گزراش خبرنگار گزارشگر حسن نافعه در الحیات انگلیس (لینک) نوشت: سفر دونالد ترامپ به عربستان سعودی رویدادی بی‌سابقه در تاریخ منطقه به شمار می رود. رئیس جمهور آمریکا این بار به منطقه نیامد تا به آغاز دوران جدیدی در روابط آمریکا با ملت های منطقه دعوت کند؛ کاری که باراک اوباما با انتخاب دانشگاه قاهره برای ایراد سخنرانی مشهور خود خطاب به جهان اسلام در سال ٢٠٠٩ انجام داد. ترامپ این بار از دروازه عربستان سعودی وارد منطقه شد که اجلاسی را برای گردهم آوردن بیشترین تعداد ممکن از سران کشورهای عربی و اسلامی سازماندهی کرد و ترامپ از طریق آن گفتمان جدید و متفاوتی را به ملت های منطقه و جهان ارائه کرد. این مولفه‌ها، بعد متفاوتی به سفر ترامپ به منطقه می‌دهد که لازم است درباره آن تامل شود. چند ماه پیش، ترامپ در زمان مبارزات انتخاباتی اش به حمله کردن به دین اسلام و پیروان آن معروف شد. او زمانی که انتخاب کردن معاونان ارشد خود را پس از پیروز شدن در انتخابات ریاست جمهوری آغاز کرد، ابتدا مایکل فلین را به عنوان مشاور امنیت ملی و استیون بنن را به عنوان مشاور امور راهبردی و سباستین گورکا را به عنوان مشاور در امور مبارزه با تروریسم انتخاب کرد که همه آنها به موضع گیری های منفی در برابر اسلام و مسلمانان معروف هستند. از این رو عجیب نبود که یکی از نخستین تصمیم های ترامپ پس از ورودش به کاخ سفید،‌ جلوگیری از ورود شهروندان برخی کشورهای اسلامی به آمریکا بود، تصمیمی که دستگاه قضایی آمریکا آن را مغایر با قانون اساسی دانست و اجرای آن را متوقف کرد.
این لحن ١٨٠ درجه تغییر کرده است. ترامپ در سخنانی که در حضور سران ٥٥ کشور اسلامی ایراد کرد، اسلام را «یکی از عظیم ترین ادیان در جهان» توصیف و به سران کشورهای اسلامی که به کنفرانس ریاض دعوت شدند، شراکتی را که برای هر دو طرف مفید دانست پیشنهاد کرد. او تاکید کرد این شراکت نه تنها ضروری بلکه در عین حال امکان پذیر است. چرا ترامپ این گونه ضد و نقیض سخن می گوید؟ دو دیدگاه در تفسیر این تناقض وجود دارد: نخست این که این تغییر ناشی از سیطره دولت پنهان در آمریکا است که خطر مردی را احساس کرد که از خارج از موسسه رسمی آمد و شرایط بین المللی و داخلی به او امکان داد به رغم محدود بودن تجربه سیاسی‌اش، وارد کاخ سفید شود. موسسات آمریکایی توانستند با مجبور کردن ترامپ به عقب نشینی از برخی تصمیم هایش و کنار گذاشتن مشاور امنیت ملی خود، او را سر جایش بنشانند. به نظر می رسد موسسات آمریکایی تصمیم گرفتند در برابر ترامپ از سلاح تهدید به برکناری استفاده کنند به ویژه بعد از آن که او تصمیم گرفت دادستان کل را برکنار کند. هدف این است که ادامه کنترل موسسات بر ترامپ تضمین شود تا او نتواند از خطوط قرمز عبور کند. کسانی که به این دیدگاه باور دارند معتقدند تغییری واقعی در موضع گیری های ترامپ و سیاست های او ایجاد شد که ناشی از ضرورت ایجاد سازگاری بین شعارهای دوره مبارزات انتخاباتی و اقداماتی است که پس از ورود به کاخ سفید باید صورت گیرد.
دیدگاه دوم، این چرخش ترامپ را ناشی از ویژگی های شخصی و ذهنیت عملگرایانه او می داند که به دنیای سیاست به چشم بازاری نگاه می کند که بازرگانان بزرگ در آن به رقابت مشغولند و به این طریق، توانایی آنها برای عقد «قراردادها» آشکار می شود. کسانی که به این دیدگاه باور دارند معتقدند موضع گیری های ترامپ در ریاض، موضع گیری های مقطعی و تاکتیکی است، همچنین ترامپ را فردی می دانند که رفتارش قابل پیش بینی نیست.
من شخصا به هیچ یک از این دو دیدگاه گرایش ندارم. موضع گیری های ترامپ بیش از آن که نشان دهنده تغییر واقعی در سیاست ها باشد، نشان دهنده رفتارهایی است که تمایل موسسات تصمیم گیرنده آمریکایی را برای به خدمت گرفتن «پدیده ترامپیسم» و بهره برداری از شرایط روانی ایجاد شده توسط این پدیده را برای استفاده از فرصتی سیاسی که قبلا در دسترس نبوده است آشکار می‌کند. کسی که موضع گیری های ترامپ را به عنوان نامزد ریاست جمهوری با سیاست های او به عنوان رئیس جمهور آمریکا در سخنرانی اش در اجلاس ریاض مقایسه کند، به سادگی متوجه می شود این دو گفتمان به اندازه ای به یکدیگر شبیه هستند که می توان آنها را یکسان دانست. محور سیاست هایی که ترامپ اکنون در قبال منطقه خاورمیانه یا دیگر مناطق جهان اتخاذ می کند حول محور شعار «نخست آمریکا» که در زمان مبارزات انتخاباتی مطرح کرد و اشتیاق او برای احیای رهبری آمریکا بر نظام جهانی دور می‌زند. در خصوص منطقه خاورمیانه، ترامپ سیاستی را مطرح کرد که با سیاست های دولت اوباما تفاوت دارد به ویژه در دو موضوع اصلی: موضع گیری در خصوص ایران، که ترامپ اصرار دارد با آن به عنوان کشور دشمن رفتار کند؛ و موضع گیری در خصوص گروه های تروریستی که ترامپ مایل است دامنه تعریف آن را گسترش دهد به طوری که شامل همه سازمان هایی شود که دست به خشونت می زنند و ایدئولوژی افراطی دارند. از آنجا که موضع ترامپ درباره این دو مسئله خوشایند بسیاری از کشورهای عربی است، او توانست آن را ترویج دهد. قابل توجه این که ترامپ در ریاض موفقیت خود را در امضای توافقنامه های تجاری و امنیتی با عربستان سعودی اعلام کرد. روشن است که مخاطبان او شهروندان آمریکایی بودند که ترامپ در مبارزات انتخاباتی خود وعده افزایش فرصت های شغلی را به آنها داده بود. پیش بینی می شود ترامپ همین سیاست را در خصوص کشورهای عضو پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) که به زودی با رهبران آنها دیدار خواهد کرد،‌ و چه بسا در خصوص ژاپن به کار گیرد. ترامپ اصرار دارد کشورهایی که حمایت آمریکا را خواستار هستند،‌ هزینه این حمایت را بپردازند.

نظرات

chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.

آخرین اخبار