امروز : 24 مرداد 1397
به بهانه 8 تیر سالروز بمباران شیمیایی سردشت

گازهای کشنده، مرگ وجوه هستی شناسی انسان و داستان پیوسته تاریخ

چهارشنبه 25 تير 13:29
سردشت برای ایرانی ها نامی آشناست. حادثه ای متعلق به گذشته که شرح واقعه ای آن حقیقت را آشکار می کند.
گازهای کشنده، مرگ وجوه هستی شناسی انسان و داستان پیوسته تاریخ

بمباران شیمیایی سردشت، بمبارانی بود که نیروی هوایی عراق از ۷ تیر۱۳۶۶ با استفاده از بمب‌های شیمیایی در چهار نقطه پر ازدحام شهر سردشت (از توابع استان آذربایجان غربی) انجام داد. در این حمله ۱۱۰ نفر از ساکنان غیرنظامی شهر کشته و ۸۰۰۰ تن دیگر نیز در معرض گازهای سمی قرار گرفتند و مسموم شدند.

جمهوری اسلامی ایران این رویداد را بزرگترین فاجعه شیمیایی خود تلقی نمود اما عملکرد مقامات بین المللی هرگز نشانی از واکنش به آن فاجعه نداشت. با پیگیری ایران تنها سازمان ملل سعی در ارائه قطعنامه علیه دولت صدام نمود که با وتوی امریکا مواجه شد و این حادثه مجرم را مرتکب جرمی که مستوجب مجازات باشد اعلام ننمود. در اینجا با یک دوگانه مواجه می شویم؛ دوگانه  حقوق انسان ها و مصلحت . دوگانه ای که ترجیح می دهد ایران را با ماجرای میکونوس در مجامع بین المللی معرفی نماید نه با قربانیان سردشت. البته شاید لذت استفاده از سلاح اتمی در جنگ جهانی دوم و سلاح شیمیایی در نبرد با سرخ پوستان و نیز مردم ویتنام زیر دندان امریکا و متحدانش مانده بود و یا آلمان ها در قدرتنمایی مرگبارشان در همان جنگ، خاطرات خوشی از شیمیایی زدن داشتند و یا اینکه دولت انگلستان زمانی که بر سر مردم مالایا شیمیایی می ریخت، می توانست اکنون با صدام همذات پنداری کرده و حقی را که برای خود قائل شده بود برای او نیز به رسمیت بشناسد. هر چه بود سردشت در آن سال ها ارزش پرداختن پیدا نکرد. در چارچوب دوگانه حق و سیاست، اما همین چند ماه پیش بود که ناقوس جنگ در خاورمیانه به همین بهانه استفاده از سلاح شیمیایی به صدا در آمد. اما اینبار باز هم معادلات میدانی جنگ و سیاست بود که مانع شد. هرچه بود و هرچه هست مردم قربانیان اصلی جنگند آنها می سوزند، در درناک ترین حالت جان می دهند، چشمانشان شاهد قطع دست و پایشان می شود. اما از این همه درد تنها یک عنصر و یک مفهوم سود می برد؛ سیاست. حق در نظام بین المللی قربانی سیاست می شود. ساده ترین راه سوداگری ضعیف کشی است؛ درسی که تاریخ و تجربه قدرت به دولت ها آموخته است. در این چیدمان بین المللی، عکس کودکان تاول زده سردشتی که دهانشانشان به نشان تقلا برای نفس کشیدن باز مانده است، دردهای زیبایی می شود بر ویترین صلح جهانی. 

واقعیت آن است که مردمان سردشت، حلبچه و بسیاری دیگر از مناطق بمباران شده در معادله های قدرت، شخصیت قابل دفاع نیستند. فاجعه سکوت در قتل عام شیمیایی سردشت داستان دنباله دار بازی با مرگ است. نگارش این مطلب و تقارن سالروز این حادثه با خونین ترین روزهای خاورمیانه تقارنی است نمادین از وضع اسف بار به بازی گرفته شدن هویت وجودی انسان ها. کافی است در صفحه مانیتور مقابلتان سه صفحه را بگشایید که در یکی تصاویر دلخراش مردم خردل خورانده شده سرشت باشد؛ در قسمتی دیگر عکس های یادگاری تروریست ها در عراق و سوریه با سر بریده شده شهروندان این کشورها باشد و در صفحه ای دیگر تحلیل ها و موضع گیری ها و شرح اقدامات دولت های قدرتمند و نهادهای بین المللی باشد. متوجه می شوید که حساب دودوتاچهارتای آنان حل زمان بر معادلات سوداگرانه ای است که قیمتش تصاویری است که در دو صفحه دیگر پیش رویتان قرار دارد. حکایت خرخر کردن فردی که سرش در حال جدا شدن است همان داستان سوزش درونی و نفس های سخت و پایانی حیات کودکی در 7 تیرماه 65 روستای سردشت است. سناریوی مشابهی است از تعارض حق ذاتی انسان با مصلحت قدرتمندان. روزهای جنگ و سکوت سال های بمباران های شیمیایی اگرچه تنها یک سندیت تاریخی است برای نگارنده و فضایی است در تاریخ گذشته که تقارن زمانی با حیاتش ندارد، اما زیستن در این روزهای جغرافیای جنگ و نظاره نمودن نظاره کنندگان به کشتار و تصور چرتکه های محاسباتی که کاسبی خون هم دینان و همسایگان و هم نوعان است. تاریخ را در عینی ترین وجوه ممکن قابل تصور می سازد و آن را قابل درک می کند. درکی نه به عمق دردِ درد کشیدگان شیمیایی، بلکه درک فشار ناشی از آرامش حقوق بشر سیاسی شده ای است که در دست و پا زدن هنگام ذبح، پارادوکس مسخ کننده ای را می سازد و تو را در مسلخ تاراج هویت وجودی انسان قرار می دهد.

حقوق بشر در ابتدایی ترین حد با عظیم ترین چالش های تاریخی مواجه است. حق حیات در گستره وسیعی از منظر جغرافیایی و کمیت انسانی نقض می شود و حقوق بشر در عرف سیاست به محیط زیست عبور نسل تئوریک نموده است. البته شاید نسل های پشت سر هم در نظریه های حقوق بشر عبور سمبلیک از ارزش هستی انسان است. اما هر چه هست تجربه تاریخی سکوت در جنایت، فقدان مواجهه عملی و حقوقی با نقض گسترده حقوق ابتدایی انسان ها و عقیم ماندن تقابل عملیاتی با فجایع گسترده انسانی نشان می دهد که حق جای خود را به زور داده است و این قدرت است که حق می آورد.

در این بحران دنباله تاریخی تنها می توان امیدوار بود که همانطور که زخم جنگ و درد گاز شیمیایی بر پیکر جامعه ایران سال ها ماند و خشکید، درد مردم عراق و سوریه هم در جان جامعه مداوایی بیابد و زمان را به کمک بطبد تا بلکه فراموشی راه برون رفت از یکی از ترسناک ترین و غمبارترین تراژدی های تاریخی باشد و نیز امیدوار بود که دهه های بعد، قدرت رسانه برای نسل های آینده مردمان جنگ زده، گذشته ای در سناریوی دلخواه قدرت نقاشی نکند.

در این میان اما آنچه برای قدرت های جنگ افروز و حقوق بشر ساکت و بی ضمانت اجرا خواهد ماند، عکس های این کودکان است که در کنار عکس های قربانیان سلاح های شیمیایی و اتمی میکروبی قرار می گیرد تا جلوگیری از تکرار دوباره آنان مشروعیت وجود نهاد های بین المللی حق محور باشد.

نظرات

chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.

آخرین اخبار